You need to enable JavaScript to use this application.
مجموعاً 2 نوشته با موضوع "نامه" منتشر شده است.

گندمزار من و تو

2 ماه،3 هفته پیش در نامه

چايت را بنوش

نگران فردا نباش

از گندمزار من و تو مشتى كاه مى ماند براى بادها...

 

 

عزیزترین عزیزان، این روزها سرم سخت در فرمول‌ها و حساب و کتاب‌هاست. سعی می‌کنم از کار الکترون‌ها سردربیاورم، مسائل مکانیک را حل کنم و با تمام انتگرال‌های دنیا بجنگم. زبان می‌خوانم و ساز می‌زنم. این روزها جای تو در آغوشم بسیار خالیست. دمنوش و قهوه می‌خورم، و همچنان جای تو خالیست. شایدهم جای من در آغوش تو خالیست. به هر روی به تازگی هر روز بیشتر از دیروز برای داشتنت حریص می‌شوم.

راستش خیلی وقت است چیزی ننوشتم، خشکی قلمم را به مهر و بزرگ خود ببخش.

کبوتر کوچک تو.

0

آری به زندگی

2 ماه،4 هفته پیش در نامه

هرآنچه که در آینده پیش اید،

 ما همچنان میخواهیم به زندگی آری بگوییم،

زیرا روزی فرا خواهد رسید که آن روز ما آزادیم.

 

عزیز من، این روزها زندگی پوچ و پر از تاریکیست، گویی با شمع در غاری بی‌انتها رها شدم. نه توانی برای جلو رفتن دارم و نه راهی برای برگشتن. زندگی همین است دیگر، پوچ و تهی. اما میخواهم به زندگی آری بگویم، میخواهم همچنان کورمال کورمال برای جلو رفتن در این غار تاریک و سرد تلاش کنم. برای تو، برای خودم، برای ما. برای مایی که به تازگی یکدیگر را می‌فهمیم. برای مایی که دیگر من یا تو نیستیم، ما و ما و فقط ما! می‌بینی بخاطرت چقدر دختر خوب و محجوبی شدم؟ سیگار را به سطل اشغال پرت کردم، ناامیدی را پشت در جا گذاشتم، خستگی‌ام را دوست دارم در آغوش تو در کنم. دوست دارم با هر نوازش خستگی را از تن رنجورم برهانی. تا باز ما باشیم و فقط ما. زیبای من، ما ادامه می‌دهیم، تا ابد تا روزی که به قول بهزاد؛ شاید، شاید یک درصد اون اتفاق لعنتی بیفته و ما ببریم.

0
دسته‌بندی‌ها

تمامی حقوق برای Sky blue محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده