سلام.
ادا بازی و دو رو بودن آدم ها، برای من غیر قابل تحمل است. و متاسفانه اخیرا هم از این بیشعوریها، دیدهام! کسانی که ادای باشعور بودن را در میآورند و چون دارند ادا در میآورند، نمیتوانند آن را در مدت زمان بیشتری ادامه بدهند. و به شکل خندهداری، ناگهان فریاد میزنند "من خیلی بیشعورم!" . این ذات انسان است که شخصی را که نیست، اگر بازی کند، نمیتواند آن را بدون نقص بازی کند و یا به مدت طولانیتری بازی کند. اگر شما انسان با شعوری باشید و تلاش کنید که خودتان را بیشعور نشان دهید و نقش یک شخص بیشعور را بازی کنید، دو حالت برای شما پیش میآید. حالت اول که کاملا معلوم است که ادا است! چون شما نمیتوانید مانند یک بیشعور واقعی، نقش بازی کنید و همیشه نقص خواهید داشت! و مساله دوم این است که در مدت زمان طولانیتر، به اصل خود باز میگردید و نمیتوانید مدت زیادی نقش بیشعور را به خود بگیرید! این حالت، به صورت برعکس هم صادق است. اگر هاتف گذشته بودم، در ادامه مینوشتم که این کار را نکنید و ذاتا تلاش کنید که با شعور باشید! اما هاتف امروز هستم و همچین چیزی را نمینویسم! هر کسی مختار است که به هر چیزی که هست ادامه دهد! و برایش آرزوی موفقیت میکنم! فقط دور و بر من نباشد! برود و هر جای دیگری که دوست دارد بیشعور باشد! قبلا هم نوشته بودم که بحث اوگی و دوستان است! در این مجمع، کور بشم اگر یک درست و حسابی دیده باشم! کور شم!
و در مورد دوم، حساب و کتاب است. مهم این است که خودتان با خودتان کیف کنید. کسی غیر از خودتان، برای خودتان اهمیت ندارد! میخواستم کاری کنم برای شخصی که ناگهان با خود گفتم که چرا من بایستی برای این آدم بیارزش، خودم را اثبات کنم!؟ اصلا نیازی هست که خودم را برای این آدم اثبات کنم؟ خیر! پس چرا باید زمان ارزشمندم را برای انجام این کار بگذارم؟ پس به او پیام دادم و گفتم که من برایت کاری انجام نمیدهم چون فرصتش را ندارم. آنقدر بیشعور نیستم که بگویم با تو حال نمیکنم، اما حقیقتش این است که این روزها، با تعداد انگشت شماری از آدمها حال میکنم و با تعداد بیشماری، واقعا حال نمیکنم! چون خودخواهند! و من به شدت از آدمهای خودخواه متنفرم! به شدت از کسانی که بهره هوشی پایینی دارند اما ادعا میکنند که اینشتاین هستن متنفرم! من خودم بهره هوشی پایینی دارم و ادعا ندارم خیلی باهوشم! من قلم به شدت بدی دارم، ولی ادعا نمیکنم نویسنده هستم! من صدای بدی دارم، اما ادعا نمیکنم که خواننده هستم، اما زیاد میشناسم از اینها که گزاره اول هستند و گزاره دوم را ادعا میکنند! و من یک بار به دنیا میآیم و زندگی میکنم! پس حق کامل خودم میدانم که شخصی را آدم حساب نکنم، به پیام شخصی پاسخ ندهم، هرکسی را دلم بخواهد فالو کنم و یا آنفالو کنم! از چه کسی بدم بیاید و از چه کسی خوشم بیاید. به عنوان یک بار فرصت زندگی هم، اجازه ندم که هیچ دو هزاری، بهمم بریزد . من اکنون میخندم و خوشحالم
و در مورد سوم، کمرم شکست! تا کنون ۳۲۰ گیگابایت دانلود از اینترنت داشتم و به معنای دقیق کلمه، کف آسفالت خوابیدم! و دانلودها تا یک ترابایت ادامه خواهد داشت. اما من خوبم! خوشحالم. چون حالا تصمیمات زندگی خود را گرفتهام. مانیفست خود را نوشتهام. وبسایت خودم را ایجاد خواهم کرد و پس از آن فقط و فقط درگیر خودم و کارهایم خواهم بود! نه آدمهایی که هزار تومن نمیارزند! و من خوشحالم! از اینکه سیگار را برای همیشه ترک کردم، خیلی خوشحالم! از اینکه دیگر قلیان نمیکشم، بسیار خوشحالم! از اینکه میخواهم تلاش کنم تا مثل عقب موندهها تولید محتوا نکنم خوشحالم! از اینکه هوای تهران این روزها چند درجهای خنکتر شده خوشحالم! از اینکه قراره سرمای شدیدی بیاد خیلی خوشحالم! از اینکه میفهمم دارم چه کار میکنم، خوشحالم! از اینکه دوباره دستم به کدها رفته است، خیلی خوشحالم! از اینکه حالا برای زندگی خودم برنامهای دارم، خیلی خوشحالم! و در نهایت از اینکه مجددا وبلاگستان فارسی را دور انداختم، بیش از بیش از اندازه خوشحال هستم! من و دوستانم برای هم کافی هستیم. و به دنبال زندگی بهتر، میجنگم ! برای خودم!
ارادت
Oh, i can't explain : Silent 1 هفته،1 روز پیش