آدمیزاد جالبه. زل میزنه تو چشمات و به کار اشتباهی که کرده افتخار میکنه. ذره ای شرم در وجودش نیست. فکر میکنه باهوشه. بهت میگه بد نیست اگه منظور آدما رو زودتر بگیری. درحالی که خودش از همه احمق تره. حتی نمیدونه کجاها باید بس کنه. چقدر حقیر بنظر میاد. آدمیزاد جالبه. برای اینکه توجه اطرافیانت رو جلب کنه حاضره خودش رو کنار بزاره. شبیهت رفتار میکنه. همون کلمات. همون رفتار ها. حتی همون تکه کلام ها. ولی درنهایت بی هویته. پوچ و توخالی. بیشتر دست و پا میزنه که کمتر بیچاره به نظر برسه. ولی درنهایت با شدت بیشتری بدبخته.  آدمیزاد جالبه. انقدر حرفه ای شده که دیگه نمیشه راستش رو از دروغش تشخیص داد. زل میزنه تو چشمات و از عمد باعث رنجت میشه. چون خوشش میاد. چون لذت میبره. چون مریضه. چون میخواد ببینه تا کی تحمل میکنی. تا کی صدات درنمیاد. تا کجا پیش میری. آدمیزاد جالبه.