You need to enable JavaScript to use this application.

چه میشود

5 روز،10 ساعت پیش در پراکنده

چندوقتیه بعد از مدت ها کلنجار، خوابم میشه گفت تنظیم شده. زود میخوابم و زود بیدار میشم و از لحظه بیدار شدن، در تکاپوی تلاش های روزانم تا روز خوبی که تصور میکنم برای زندگیم فرا برسه، حتی اگر این خوبی به معنای فراق از این محیط و مکان باشه، البته اگر امکانش باشه.
به هر صورت ترکیب فعالیت های مختلف تحصیلی/کاری توی زندگیم باعث شده تقریبا زمانی برای معاشرت کافی نداشته باشم، و من میان دو احتمال حسرت گیر کردم که باید یکیش رو انتخاب کنم، حسرت روز هایی که میشد بیشتر صحبت کرد با افرادی که بهم نزدیکن، با عزیزانی که رفت و آمد ها داشتیم و خاطره ها، یا حسرت زمانی که میشد بیشتر تلاش کرد، تا آینده ای ساخت که امروز آرزوی فردی منه. شاید در نگاه اول، حسرت دوم درصورت رخداد، بزرگتر به نظر برسه ولی هیچ نمیشه منکر شد که بخش جدی ای از آسودگی خاطر از حسرت اول ساخته میشد که ناکامیش یه ایکاش بزرگ به جا میذاره، چرا که با تغییر لحظه ها، زمان، سن، و احتمالا مکان، دیگه این جمع، جمع فعلی نمیشه، همونطور که حالت فعلیشم مثل قبل نیست.

به هر صورت باید انتخاب کرد که این انتخاب های جبری، متن زندگی رو تشکیل میدن. در نهایت جز این انتخاب ها و تلاش بیشتر، کاری از من برنمیاد.

0

با Maxi SoundSet مشکل صدا رو حل کردم

1 هفته،1 روز پیش در پراکنده
با Maxi SoundSet مشکل صدا رو حل کردم

من معمولا روند عجیبی توی انجام کارای مختلف دارم، انقدری که برای خودمم پیش‌بینی خودم سخت شده. مثلا درحالی که کلی کار دنیا رو سرم ریخته و توی این موقعیت فعلی زندگیم سنگین زیر فشار روانی ام به طوری که تقریبا دیگه حوصله خودمم ندارم، اما یهو دستم میره سمت ساختن اپی که بزرگترین مکافات خودم رو حل میکنه و به این فکر میکنم چرا پابلیک نشه! 😂
جدی دیگه کلافه شده بودم سر اینکه درحال یوتیوب یا فیلم دیدن، وقتی نوبت به دیالوگ ها میرسید صدا رو باید زیاد میکردم، بعد یهوی یه افکت صوتی بلند پخش میشد و باعث میشد سه تا سکته ناقص رو همزمان رد کنم و با دستانی لرزان صدا رو کم کنم که باز برسه به دیالوگا مجبور بشم صدا رو زیاد کنم🗿
این خیلی رفت رو مغزم، و تصمیم گرفتم کل این روند رو بهش یه اتوماسیونی بدم، وایب کدینگو این حرفا. گفتم چرا یه اپ نداشته باشیم که بیاد صدا رو آنالیز کنه، یه حدی براش مشخص کنیم و هرموقع دید صدا زیادی کمه زیادش کنه و صدا رفت بالا کمش کنه؟
مشخصا نمیشد این اتفاق هم خیلی خشک و صفر و صدی بیفته که در ثانیه صد بار صدا کم و زیاد بشه، چون صدایی که بهش میرسیدیم بسیار رباتی، خشک و اذیت کننده میشد. پس باید نرم و پویا میبود.
از طرفی گفتم چرا حالا که صدا رو داریم ثابت میکنیم، یه اکولایزر نداشته باشیم که حالا وضوح خروجی هم بتونیم دستکاری کنیم؟ میشد چندتا پریست هم از قبل بهش اضافه کرد که اگه حوصله تنظیم دستی صدا رو نداشتیم از تنظیمات از قبل انجام شده استفاده کنیم.

در قدم بعدی دیدم خب الان توی گیم، من که نمیتونم هی بیام بیرون، اپو تنظیم کنم، هی برم توی گیم، یا صدا رو با بدبختی بخوام تنظیم کنم، خب سر اینم روی کلید های میانبر اپ کار کردم و وقتی همش انجام شد گفتم خب پسر، این الان یه اپ کامله😂 و قطعا مشکلی که من دارمو خیلیای دیگه هم دارن، اگه نداشتن که نمیرفتن سراغ FX Sound و نرم افزارای مشابه که تازه خروجی من خیلی کاملتر از نسخه های مشابه پولی و رایگان دیگه شده.

و خلاصه این شد که Maxi SoundSet رو ساختم، اونم با Rust و Slint که سریع باشه با مصرف بهینه رم و یه یو آی بسی تمیز🗿👌 و دوزبانه که قابل انتخابه راحت. و یه دست بسیار عمیق هم به سایتم کشیدم که بتونم اپ رو توش پرزنت کنم که اونم باز دوزبانست الان دیگه سایت که با یه کلیک هرجای سایت باشی میتونی بین نسخه فارسی و انگلیسی سوییچ کنی.
حالا اینکه جرقش به سرم زد که رسما این پروژه های هابی رو جدی تر بگیرم هم بماند، جدی خب سایتشو دارم، فضاشم که هست، چرا که نه.

و راستی پروژه اوپن سورسه کاملا، و رایگانه کاملا، و نصبشم بسیار سادست کاملا! اینستالر ساختم براش که بزنی بره کاراشو خودش بکنه، خواستی پاکشم بکنی تو پوشه نصب شده فایل Uninstall رو قرار دادم که با همون یه کلیک پاک بشه واست.
خواستی ببینی چطوریاست از صفحش میتونی یه نگاه بهش بندازی:

Maxi SoundSet | Windows Audio Equalizer & Volume Stabilization

و اگه نصبش کردی خیلی خیلی خوشحال میشم نظرتو بدونم، یا اگه اصلاحی جاییش نیاز داره به نظرت حتما بگو.

1

روز جهانی گیم:)

3 هفته،3 روز پیش در گیم
روز جهانی گیم:)

گویا امروز روز جهانی گیمه و پسر، وقتی به روند بوجود اومدن ویدئو گیم نگاه میکنی، میبینی همش از یه سری کنجکاوی ها، خطاها و تصادفات مختلف بوجود اومده و رفته رفته شکل گرفته و رسیده به این چیزی که الان ازش میبینیم، و این انسانی ترین شیوه کشف و ساخته که ترکیب شده با تکنولوژی و این عرصه پویا و جذاب، و بسیار بسیار سخت در تولید، امروزه به واسطه هوش مصنوعی ها بار دیگه قراره دستخوش تغییرات مختلفی بشه و موج های جدیدی ازش شروع بشه. امید بر اینه که توسعه دهنده ها حالا که میتونن وقت کمتری روی درگیری های فنی پروژه بذارن، این زمان صرفه جویی شده رو صرف محتوا و ارزش های خود پروژه بکنن.

البته که عموما استودیو ها تنبل تر از این حرفان، مخصوصا که نگاه صرفا پروداکت محور داشتن به آثار، که تفکیکی بین یک گیم و دمپایی قائل نمیشن، همیشه از پتانسیل واقعی این عرصه، تولیدات رو دور کرده و معیار شده آمار و ارقام که تا حدی قابل درکه ولی تاسف آور.

سخن کوتاه میکنم، امیدوارم این هزینه ها و زمان های صرفه جویی شده، نتیجش بشه نگاه جدی تر به عرصه و قائل شدن ارزش بیشتر برای خود آثار در این موج جدید. هرچند که همواره این بین ایندی دولوپرها با همون توان محدود، بارها و بارها ثابت کردن که میشه با کمترین منابع و امکانات، هنر تولید کرد.

0

۱۰۰ روز نویسنده

4 هفته،1 روز پیش در پراکنده

البته زمانی که این مطلب داره نوشته میشه در صد و دومین روز عمر بلاگیم و این تاخیر نوشتن، نه از سر انتخاب بلکه جبر زمانی بود. انقدر رفته رفته کارهای مختلفم بیشتر میشه که دیگه مجالی برای نوشتن باقی نمیمونه، نوشتن که هیچ، دلم برای خوندن هم تنگ شده. درست میشه، یه مدت دیگه درست میشه.
این روز ها روی مقالات و رفرنس های مختلفی برای پایان نامه دانشگاهم چنبره زدم، زمان زیادی برای ارسال و دفاع نمونده و من باید به فشرده ترین حالت همه چیز رو برسونم، اما شدنی به نظر میاد با فاکتور گرفتن خواب و غذا از برنامه روزانه زندگی🗿💔

طی خوندن این مقالات اما، قدرت کلمات خیلی به چشمم اومده. اینکه اکثر مطالب علمی، چه داخلی چه خارجی، برای "علمی‌تر" به نظر اومدن، از کلمات سنگین و ادبیات آکادمیک حساب شده بهره میبرن که حقیقت، شاید یه دوره ای باهاشون مخالفت داشتم اما الان دیدگاه متفاوتی دارم. نگاهم این بود که اگر ما به اندازه کافی از موضوعی اطلاع داریم و اگر اشراف خوبی به مبحثی داریم باید بتونیم با ساده ترین کلمات بیانش کنیم تا اینکه ضعف های اطلاعاتیمون رو پشت کوهی از کلمات سخت، بپوشونیم که لطمه ای به ظاهر علمی‌مون وارد نشه.

هرچند که هنوز برای دیدگاه پیشینم همچنان درجاتی از اعتبار رو قائلم، اما فکر میکنم شاید بد هم نباشه که به واسطه این کلمات، خواننده روی فهم متن وقت بیشتری بگذاره تا بتونه لایه های بیشتری رو کشف کنه. نه فقط ایرادات اصل محتوا، بلکه حتی فرای اون، درگیر فهم پایه یک موضوع بشه که از مبنی یک موضوع رو به چالش بکشه.

هرچند این دیدگاه جدید هم نیاز به فکر داره و هنوز به عنوان یه فکت وارد ساختار ذهنیم نشده، ولی خب ادبیات آکادمیک اگه تو حوزه آکادمیک استفاده نشه کجا بشه؟ و تفکراتی از این قبیل.

پرچونگی کردم، خلاصه که مرسی از نویسنده برای بودنش، و امیدوارم زندگانی مرحمتی کنه که وقت خالی بیشتری (و صد البته در شرایط روانی و فیزیکی بهتری) برام فراهم بشه که بتونم بنویسم و بخونم. و این جای دنج هم برامون بمونه که در کنار هم همچنان پیش بریم و تعدادمون بیشتر بشه به مرور.

2

GTA6 و گرفتار شدن راکستار در تله رئالیسم افراطی

1 ماه پیش در گیم
GTA6 و گرفتار شدن راکستار در تله رئالیسم افراطی

خب، برق وسط توسعه پروژه گیمم رفت و این متن رو دارم تو تاریکی مطلق ناگهانی و بدون اطلاع قبلی(مثل اکثر مواقع) و به عنوان روشی برای پرت کردن حواس به جهت کنترل اعصابم مینویسم.
نمیدونم اخبار دنیای گیمو دنبال میکنید و براتون مهمه یا نه ولی خب برای من شخصا همیشه پیگیری این دنیای اعجاب انگیز همیشه جذاب بوده.
چندوقت پیش یه رونمایی ۲۰ دقیقه ای مفصل از بازی مورد انتظار GTA VI (جی تی ای ۶) رو شاهد بودیم، که میتونید خودتون تو یوتیوب ویدیوشو چک کنید. توی این ویدیو، که فکر میکنم روی کنسول PS5 معمولی رکورد شده بود، فریم بازی روی ۳۰ لاک بود، که خب، وای به حال سیستم نحیف من با این اوصاف، احتمالا همچنان مجبور باشم این گیمو از یوتیوب دنبال کنم، مخصوصا با این وضعیت قیمتا که نجومی شده همه چی، حالا بماند.

ادامه نوشته 3

هلو ورلد

1 ماه،2 هفته پیش

پاه، چه خلوت شدن وبلاگا، کی به کیه، بنویسیم مجدد.

از موقعی که نویسنده ساخته شد تا الان که این پست رو دارم مینویسم هی همیشه یه فکر ته ذهنم از طریق عصب های مربوطه، انگشتام رو قلقلک میداد که کلماتم رو روی صفحه سفید این پلتفرم هم بیارم، اما خب تنبلی، سرشلوغی، درگیری ها و وبلاگ شخصی دیگم، بهونه هایی بودن که منو با انجام این کار دچار فاصله میکردن.


گفتم بلاگ دیگم، منظورم مکسی اسپیسه که الان تقریبا دلم نمیخواد توسعش بدم، دلیلی دیگه براش ندارم. موقعی که ایده ساختن یه فضای شخصی برای آرشیو پروژه ها، متن ها و همه چیز کنار هم به ذهنم رسید، مسیر متفاوتی رو برای خودم متصور بودم اما خب همه چیز در کوتاه مدت میتونه دستخوش تغییرات زیادی بشه، حتی همین عظم به نوشتن در پلتفرم فعلی. به همین جهت احتمال میدم یا فضای اونور رو به فرم دیگه ای ادامه بدم، یا مکسی اسپیس رو بیارم پایین(احتمالا به هاستش نیاز دارم برای یه کار دیگه).

به هر صورت هر تصمیمی که گرفته بشه، لذت نوشتن رو نمیشه منکر شد، با این وجود که شاید ترجیح بدم نوشته هام دیر به دیر تر باشن با محتوای مشخص تر. نظری روی کتاب، گیم، فیلم، تجربم سر توسعه پروژه گیمم، یه نکته فنی/هنری که یادش گرفتم یا دغدغم شده و از این مسائل. رک بگم؟ از روزنویسی چندان دیگه خوشم نمیاد، مخصوصا که ترکیب بشه با ناله کردن، انقدر همه چیز تلخه که بخوام شروع کنم به نوشتن احساسات رندومم، باید هی دو پست یه بار روضه بگیرم براتون، کی واقعا حال خوندنش رو داره؟ میدونم که هیچکی، و این به معنای منکر وضعیت بودن نیست، دارم تلاشمو میکنم انرژیه حفظ بشه چرا که کار زیاده واقعا، کمتریناش برای من پایان نامه و پروژه های هوار شده روی سرمه، برای همین ترجیح شخصیم اینه که محتوا رو ببرم سمت بیشتر غنی بودن، که ترکیبیه از نظر شخصی و تجربه های کاری ولی ممکنه حرفی به کسی تو بخش مشترکی کمک کنه، باز باید زمان بگذره ببینم نوشته ها فرم مناسبی پیدا میکنن یا نه.

ولی بی معرفت نبودم خداییش، درسته یه مدته دست به قلم نشدم ولی نوشته ها رو تا جایی که زمان و ذهن اجازه میداد میخوندم✋

خلاصه عرایض بنده اینکه یحتمل قلم این سمتا پچرخه، شایدم دوباره لوس بشم و نچرخه، کی به کیه، تا ببینیم حسو حاله چطور پیش میره😂


یه چیز کاملا بی ربط، پیامکای تبلیغاتی یکم زیادی زیادن، بس است دیگر دیجیکالا، بکش بیرون از خط طفلکی من، من از تو خرید بکن نیستم🗿

5
درباره
مکسی About Img

چندوقت به چندوقت مینویسم تا ببینیم چی پیش میاد

دسته‌بندی‌ها

تمامی حقوق برای مکسی محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده