امشب رفتیم چهارباغ 

قدم زدیم ، گربه‌ها رو ناز کردیم و حرف زدیم ..

رو به روی حوزه امام صادق (علیه‌السلام) یه کافه بود به اسم ایران‌دخت که از طبقه‌ی بالا میشد چهارباغ رو نگاه کرد

خیلی دنج و قشنگ بود 

قهوه ترک خوردیم . یار با شکر و من تلخ .

یار طبق معمول از طاقچه کافه کتاب برداشت : دیوان شاه نعمت‌الله ولی ..

شعر خوندیم 

فال قهوه گرفتیم

خندیدیم

گوش دادیم

نگاه کردیم

حال خوبی بود.. 

اگر رفتید چهارباغ برید این کافه قهوه بخورید و از بالا زندگی دیگران رو نگاه کنید و کیف کنید :)

 

 

سیدم مست است و جام می به دست

گر تو رندی باده می‌نوشی بیا .. :)