موقع نمازا که میشه ، اگر پدر خونه نباشن من عزا می‌گیرم 

حالا ماه مبارک عذاب وجدانمم بیشتر میشه 

مادرم با یک اخلاص و توجهی سر سجاده میشینن تا من وایسم جلو قامت ببندم و ایشون بهم اقتدا کنن تا به قول خودشون : ثواب نماز جماعت رو هیچ‌کدوممون از دست ندیم ... 

 

صدای زینبِ درون من _که خبر داره هیچ گناه کبیره و صغیره‌ای نیست که من انجام نداده باشم_ لحظه‌ای که قامت می‌بندم و میگم : آلاهُ اکککبر ، دقیقا اینه 👇🏻

 

 

 

 

 

 

+ دعا کنید قیامت که پرده‌ها میوفته مامانم با دمپایی نزنه تو دهن من :)