داشتم فکر می‌کردم اگه امشب بمیرم چی؟ 

نه ترسی از مرگ دارم و نه ترسی از قبر و.. من تو زندگیم همه تلاشم رو کردم . برای اون‌جاهایی که کم و کسری گذاشتم ، خدا وکیلی توبه کردم . پاک و معصوم نیستم ! حتی گناهامم بزرگه .. ولی خب می‌دونم و علم به این دارم که که خریّت کردم . خدایی که می‌شناسمم بخشنده‌اس دیگه.. رفیقیم باهم .

جام خوب نیست اون‌ور ، ولی احتمالا خیلی عذاب نشم . هان ؟ خودم خوندم روایاتش رو.. خودم می‌دونم بابا علیم (علیه‌السلام) دختر یکی یدونه‌اشون رو ( هردختری برای این پدری که من می‌شناسم یکی یدونه محسوب میشه) تنها تنها رها نمی‌کنن که هی عذاب بشه ، نه؟؟ پس اون‌ور وضعیت سبز نباشه زرد هست... 

 

تنها نگرانیم برای دل مامان بابام و یار و پانداست.. وابسته‌ی این منِ بیچاره‌ان ! اذیت میشن.. ولی خب ،خدا نگه‌دارشونه دیگه ، نیست؟!