دیشب شدیدا نیاز داشتم این‌جا بنویسم . دیشب که می‌گم منظورم ساعت یک یا دو نصف شبه در حالی‌که داشتم گریه می‌کردم... اما گوشیم خاموش بود و شارژر پیشم نبود .

پس خود خوری کردم.. 

دیشب افتضاح بودم ! کل تنم خارش شدید داشت ، فکرم آشفته می‌شد دائم.. پاهام ناخودآگاه تکون می‌خورد . حالا چه ناخودآگاه چه به‌خاطر خارش شدید.. این‌قدر دستم رو خارونده بودم که پوسته پوسته شد و دائم هم گریه می‌کردم . دائم به این فکر می‌کردم که این به‌هم‌ریختگی شدید و خارش جسمی و جوش‌جوش شدن کمر و.. به خاطر داروهاییه که مصرف می‌کنم ؟! یا مشکل دیگه‌ای هم هست ؟

 

دلم خواست یار بیدار شه و دل‌داریم بده.. اما یکم بعدش نخواستم ! حس کردم از این‌که بشنوه " حالم بده " خسته شده :( و از تصور همین هم کلی گریه کردم.. 

حتی ترسیدم این‌جا بنویسم که چقدررر حالم بده و هرکس خوند بگه ای بابا این چرا همش دپ و داغونه.. و بازم گریه کردم :)) 

چی میشه حداقل یه جوری که صداتون برسه کربلا دعام کنیییید هان ؟! 

واقعا.. جدا ... شدیدا... خسته شدم و امیدی به این‌که حالا حالاها وضعیت جسمی من خوب بشه ندارم !