ساید سفید من بسیار عاشق روضهاس
در هر شرایطی میتونه یه اتصال عجیب خلصه مانندی به روضه پیدا کنه
شب ولادت امام سجاد (علیهالسلام)
در حالی که خودم برای دقایقی به شدت بغضی و تو حال و هوای روضهی امام سجاد بودم ؛
به پدر گفتم ماه و ببینید چه قشنگه
پاندا گفت ماه زینالعابدینیه..
رو به جفتشون گفتم یه چیزی میگم وسط حرفم نپرید و هی "نگو نگو" نکنید !
گفتن: وااای زینب بابا ولااادته !!
با بغض
گفتم:
توی کاسه آب میدید گریه میکرد..
بچهای رو خواب میدید گریه میکرد
یه نگاه به دور دستاش مینداخت
هرکجا طناب میدید گریه میکرد..
جفتشون با چشمای اشکی یک صدا گفتن :
زینب ! توووو اوووون روحتتتتت ...
به پدر گفتم : زینبه دیگه یه وقتایی کلا رد میده.. :)