بالاخره
به لطف قطعی اینترنت
من وقت پیدا کردم بیام اینجا و بنویسم
وبلاگیای عززززیزززم دلم براتون خیییییلی تنگ شده بود و دائم بهتون فکر کردم ؛ فقط روزگار بین ما جدایی انداخت و الان برگشتم کنارتون :))
بله همونطور که تیتر زدم ، صدای ، من رو از فاصله خیلی کمی ( به اندازه یک تقاطع ) از نزدیکی حرم سیده معصومه سلاماللهعلیها میشنوید در خانهای نقلی و کوچک ولی به غایت نورانی و گرم ... با یک عدد بهارخواب بزرگ رو به آسمون که هنوز فرصت نکردیم زیباش کنیم . ولی ستاره های شب به شدت از تراس ما زیبا و جذابن ... و با خیلی دقت و چشم ریز کردن مقداری از منارههای حرم هم دیده خواهد شد..
قطعا از پاراگراف بالا فهمیدید که من حالم خوبه اینجا ... ♡
الان باز چندتا کار برای پیش اومد که باید برم ولی حتما شب میام و از اینجا بودن مینویسم چون قدر یه کتابچه حرف دارمممم...
فعلا