سلام

من مرحله اول جراحی رو انجام دادم ، با بیهوشی و باید بگم بدترین قسمتش اون لحظاتی بود که آنژیوکت رو می‌خواستن به دستم بزنن و تمام مدتی که رو دستم بود... 

یعنی بقیه مراحل نه چیزی حس کردم و نه بعدش الحمدلله درد خاصی داشتم... 

دردهای ریز ریز گاهی به گاهی بود ، حالت تهوع و سرگیجه و... بود ، اما اصلا به نسبت اون حجمی که من ترس داشتم ، ترسناک نبود ! خداروشکر واقعا..

 

الان خیلی بهترم . آخر هفته جواب یه آزمایش خیلی مهم میاد و امیدوارم اون جوابی که می‌خوایم رو بگیرم . بعدش احتمالا خیلی زود وقت میده بهم برای جراحی اصلی که امیدوارم اون هم مثل این یکی جراحی خیلی خوب پیش بره و اذیتم نکنه .. 

 

همسر هوام رو داره و حالم رو خوب می‌کنه با وجود این‌که خیلی از نظر مالی تحت فشاره و زیر قرض رفته :( ، چقدر ممنونم ازش... 

چرا من از نظر احساسی و محبت دریافت کردن همش زیاده‌خواهم و هرچقدر هم محبت ببینم بازهم به نظرم کمه و راضی نمی‌شم...؟! بابا اون بنده خدا هم آدمه با هزاران خستگی و... این رو نباید یادم بره من !