نگفتم ؟ 

نگفتم رزق زیارت میدن؟؟ 

 

 

من الان تو ماشین بابامم ، جلو نشستم فلشمُ زدم به ضبط و با صدای زیاد داریم گوش میدیم: 

 

آره این خواب و رویا نیست..

آره

بیدارِ بیدارم

خداروشکر زائرم ، با نذرای مادرم ..

 

:)

 

حسین... آرام جانم ! حسین... روح و روانم .. سلام عزیزدلم...

 

 

 

 

بابا پشت فرمونن،با مداحی گریه می‌کنن .

یار عقب نشسته و کتابش رو می‌خونه ...

 

و حدودا ۱۰ ساعت دیگه می‌رسیم مرز مهران :) 

 

 

 

 

+آه ، بابا علی ... وقتی رسیدم، بهت می‌گم چقدرررر دخترت اذیت شد این مدت...

+برسم حرم عموجان،فقط مثل هربار این رو بخونم: همه کس و کار منی علمدار / ماه شب تار منی علمدار ..‌. 

+برسم حرم اباعبدالله...آخ برسم حرم اباعبدالله... یه صوت روضه حسین بختیاری پخش می‌کنم و جان به جان آفرین تقدیم می‌کنم... :)

 

+اولین زیارت رو به نیابت از شهید امیرعبداللهیان و شهید.. رئیسی.. 💔 تقدیم می‌کنم به آقا صاحب‌الزمان.. جانم . 

+و براتون دعا می‌کنم به شرط لیاقت .