به گمانم نوشتن یادم رفته است، چند دقیقه است اینجا ایستاده‌ام و به این صفحه زل زده‌ام، بدون اینکه بتوانم حروف را کنار هم قرار دهم و کلمه‌ای بیافرینم. می‌دانستید آدم‌ها کلمات را می‌آفرینند، اصلاً به این فکر کرده بودید که ما خالق چیزهای زیادی هستیم و شاید به همین دلیل هم هست که خالق جهان ما را آفریده و مثل خودش قدرت آفرینش به ما بخشیده، احتمالاً می‌خواست ببیند تا کجا می‌توانیم خلق کنیم و تا کجا می‌توانیم پیش برویم. اما در مورد کلمات فکر نکنم آنقدر آفرینش حساب شود، چون هر کلمه‌ای که مثلاً من الآن دارم می‌نویسم را انسان‌های پیشین آفریده‌اند و من فقط دارم از آن‌ها استفاده می‌کنم. اما کلمات که کنار هم قرار می‌گیرند و متنی را شکل می‌دهند، این دیگر آفرینش است، چون با همین کلمات، آدم‌های دیگر، متن‌های متفاوتی می‌نویسند. خب داشتم می‌گفتم که نوشتن یادم رفته است، اما دوباره می‌خواهم بنویسم، از نو، از اول، انگار که نخستین روز خلقت است و انسان‌ها تازه نوشتن را آموخته‌اند. اما راستش جایی برای نوشتن نداشتم و آدمی هم نیستم که بتوانم در گوشه‌ی دفتر خاطراتم چیزی بنویسم. «بیان» که نابود شد، انگار گوشه‌ای از گذشته‌ و خاطرات من پاک شد و آدم بدون گذشته‌اش اصلاً مگر دیگر معنا دارد. دوست داشتم بیان به شکل بهتری پایان یابد، اما پس از چندین بار تعیین زمان خاموشی بیان توسط مدیرانش،  آخر نفهمیدم چه شد که ناگهان در تاریخی تصادفی پودر شد و اصلاً انگار نه انگار که بیانی وجود داشته و خانه‌ی آدم‌هایی بوده است. به هر صورت بیان نابود شده و حالا ما در دوران پسابیان زندگی می‌کنیم. برای نوشتن به سرویس‌های مختلفی پناه بردم اما هیچ‌کدام پناهگاه من نشد، سرانجام به اینجا رسیده‌ام، به «نویسنده». یادم هست آن روزهای اولی که به بلاگیکس رفته بودم، در یکی از پست‌هایم نوشته بودم که:

این ماییم که می‌توانیم وبلاگ‌نویسی را به اینجا بازگردانیم. انگار بلاگیکس ماهیت خودش را یادش رفته و به سمت توئیتری‌شدن می‌رود، بلاگیکس فراموش کرده که از نژاد و سلاله‌ی وبلاگ است نه از تبار شبکه‌های اجتماعی. در دورانی زندگی می‌کنیم که همه به نوشته‌های دوخطی عادت کرده‌اند و حوصله‌ی خواندن متن طولانی را ندارند. در دنیای آدم‌های توئیتری و اینستاگرامی، ما از نسل وبلاگ و وبلاگ‌نویسی هستیم.

حالا که دارم «نویسنده» را می‌بینم، به این فکر می‌کنم که چه خوب که اینجا از نسل و سلاله‌ی وبلاگ است، نه از نژاد توئیتر. محیط اینجا ساده و دوست‌داشتنی‌ست، و برایم بسیار جالب است. لاجرم اینجایم و می‌نویسم، تا ببینیم در آینده چه پیش می‌آید. هر چه که هست اما خوشحالم که دوباره می‌نویسم و کلمات مثل همیشه برایم مقدس‌اند.