سالی چندتا میقات داریم . میقات باید احتمالا بر وزن میعاد وعده گاهی باشد در وقت، در زمان که آنجا آدم به کسی که با او وعده دارد می رسد و با هم دیدار می کنند.
امروز برای بیشتر بیشتر ما، یک میقات مهم است. آینه ایست که خودمان را در آن می بینیم ، نگاهمان را در آن می بینیم، دلمان را، عقلمان را جهانمان را و سرانجام آن کسی را می بینیم که میقات دستاورد اوست.
میقات امروز دستاوردیست که بسیار برایش زحمت کشیده اند. او زحمت کشیده است، اینقدر زیاد زحمت با دست و چشم و جان و خون و گوشت و عمر و عزیزان و عیال که اسمش دیگر دستاورد نیست ، خوناورد است
آوردگاهیست جهانی.
هم او آورده است هم من هم تو هم آنها که آن طرف خط ایستاده اند.
امسال چه آورده ام و چه برده ام؟
یادم هست تا قبل از شبیخون دوازده روزه، وقتی توی مجلسهای او می نشستم فکر و ذکری که مهمان نیروهای عاطفه و خیال و اندیشه ام می شد مال تشنه ترین و زخمی ترین جغرافیای معاصر بود.
او می گفت من را در غزه پیدا کنید.و اشک یتیمانم را و سوختگی کودکانم را. و تنها ماندگی ام را . من از توی دریای طوفانی غزه به شما ندا می رسانم که شما با خانمانهاتان بمانید که ما بی خانمان بودیم و رفتیم.
و ما بابت امنیت، نیامدن صدای انفجار و بوی باروت در زندگیهایمان و سیر و سیراب بودنمان شرمنده اش می شدیم.
بعد از این دو هجوم که تجربه کردیم اما شرمنده عافیت خودمان نیستیم.دلواپس عاقبت خودمان هستیم.
و تازه می فهمیم که نمی فهمیدیم.
ما را آورده اند به عرصه جهان نه برای اینکه رنج بکشیم یا رنج دیگران ما را شرمنده راحتی خودمان بکند.
آمده ایم اتفاقا تا در همه آنچه از نعمت و برخورداری و امنیت مقدرمان شده رشد کنیم.
در آنچه از رنج و مصیبت و صبر برایمان دوخته اند، خوش بدرخشیم
در آنچه برایمان آورده اند، تو را جستجو کنیم
در آوردگاه عاشورا تو را از چشم شهلای شهید عالمین تماشا کنیم.
و در اشک ملاقات چند صباحی خیس بخوریم تا جوانه بزنیم تا از پوست خودمان بیرون بتراویم تا سر از حیات و حرکت در بیاوریم
تا چند در پیله تکرار و عادت و مناسک در خود بمانیم؟