برای آغاز یک رابطه تقریبا می‌شه گفت که هیچ قانونی وجود نداره که فردی در طی یک بازه‌ی زمانی خاصی وارد یک رابطه بشه. اما فکر می‌کنم برای شروع یک رابطه بهتره که از یک سنی تا یک سن خاصی آغاز بشه وگرنه بعد از اون حس و حالش از بین می‌ره و یا اینکه دیگه اون شور و شوق سابق وجود نداره. این رو توی توییت‌هایی که در رابطه با دیت با پسر بالای ۳۰ سال شوخی می‌کنن متوجهش می‌شم. 

چیزی که هست اینه که یک جورایی دارم یک رابطه رو آغاز می‌کنم. اون هم وسط گیر و دار جنگ و این وضعیت عجیب و غریب اقتصادی. نمی‌دونم چقدر کارم درسته. نمی‌دونم واقعا دارم کار درست رو انجام می‌دم. ولی فکر می‌کنم که فرد درستی رو انتخاب کردم. نه از اون مدل‌هایی که با یک نگاه دل توی دلم آب بشه. از این‌هایی که توی دلم دو دو تا چهار تا کردم و دیدم واقعا بهترین گزینه‌ای که می‌تونم در طی این بازه‌ی زمانی بهش برسم همین فرده. 

اما از یک طرف دیگه. یک حسی من رو باز می‌داره. 

اینکه من چقدر آماده یک رابطه هستم؟ نکنه براش کم بذارم؟ نکنه نتونم اونطور که باید و شاید آدم بزرگی برای خودم باشم. و این من رو می‌ترسونه. بیشتر از اون توییت‌هایی که می‌گن «با پسر بلاتکلیف کات کنین» و من نمی‌خوام بلاتکلیف باشم و فکر کنم نیستم. اما توی وضعیت آشوب‌ناکی که داریم زندگی می‌کنیم یک حسی من رو می‌ترسونه. از اینکه نتونم... و از طرف دیگه هر موقع که بیشتر با این فرد آشنا می‌شم متوجه می‌شم که چقدر به هم میایم و یا اینطوری بگم که چقدر می‌تونیم یک زوج خوب باشیم. 

نمی‌دونم. 

این یک ماه غیر از کار مسخره‌ی اداره که بیشتر شوعاف برای معاون وزیر بود، درگیر آغاز یک رابطه بودم. رابطه‌ای که چند ماه بهش فکر می‌کردم که آغازگرش باشم. چند قدمی جلو رفتیم. هنوز جاهای علامت سوال برام وجود داره... کاش بتونم از این وضعیت عجیبی که برام درست شده خارج بشم...