یک روز از خرداد ۴۰۵ گذشته و من شرح ماوقع در این ماه را می‌نویسم. شاید عجیب ترین ماه زندگی‌ام را بعد از بازگشت از تهران زیستم، ماهی که با دعوا و چاقوکشی شروع شد! با چه پایان یافت؟! خواهم گفت.
از تهران که برگشتم در اولین فرصت به دوست چندین و چند ساله سر زدم و بیرون رفتن‌مان و گشت و گذار از ساعت ۵ ب.ظ شروع و تا یک شب ادامه داشت!