تقریباً با خاموشی بیان یک تاریکی مطلق فضای پر شور و شعف وبلاگنویسی فارسی را فرا گرفت. اما بیان مانند ققنوسی بود که با خاموشی خود فرزندان خود را پروراند؛ چندین و چند سرویس مختلف و بویژه نویسنده!
حدود سه ماه و بلکه بیشتر از این اتفاق میگذرد، اما امروز شاهد یکی از جالب ترین اتفاقات تاریخ وبلاگنویسی هستیم. این مورد را قطعاً در مطلب دیگری خواهم نوشت و قطعاً شما در نویسنده با سورپرایز های بیشتری مواجه خواهید شد!
به شخصه شاهد تمام تلاش های دوست عزیزم علیرضا در این مسیر بودم، تلاش های سخت توأم با بیخوابی اما با همهی این وجود خوشحالم که این سرویس را در زادروز خود به ثمر رساند و نسخهی اولیهی نویسنده در دسترس قرار گرفت.
و حالا امروز من در نویسنده هستم و از این پس در پلتفرم نویسنده که پلی میان وبلاگ و شبکهی اجتماعی است خواهم نوشت.
در طول ۱۳ سال وبلاگنویسی در این حد شوق برای نوشتن نداشتم و امیدوارم این اشتیاق مداوم در مسیر توسعهی نویسنده باشد.
موضوع بندی ها تکمیل شده و با نیم نگاهی به موضوعات متوجه این میشوید که چه ها نوشته خواهد شد و هدف از حضور در نویسنده چیست.
بزودی اتفاقات و امکانات متفاوتی از نویسنده خواهید دید. به امید روز های بهتر برای نویسنده و جامعهی وبلاگنویسی فارسی!
و در پایان، به دنیای من در نویسنده خوش آمدید؛ با من در نویسنده همراه باشید!