برق رفته، اومدم حیاط رو آب پاشی کردم و به گلها و درخت پرتقال آب دادم، یه زیر انداز انداختم و سرمو گرفتم بالا و به آبیِ آسمون و ابرهای پنبهایش نگاه میکنم و توی گوشم صدای پرندهها میپیچه...این هفته همه برنامههام به بهانههای مختلفی کنسل شد، امروز هم دوباره یه تماس کنسلی داشتم. استرس زیادی بابت هرکدوم بهم وارد میشه. آدم اتفاقهای پیشبینی نشده نیستم، دلم میخواد همه چیز از قبل فیکس شده باشه...و این شاید یه نقطه ضعفه توی دنیایی که معمولا اکثر چیزها غیرقابل پیشبینی و کنترل نشدهاس!