اخیرا خیلی فکرم درگیر اینه کسایی که به نوشتن عِرق دارن رو چطوری می‌شه دور هم جمع کرد. احساس می‌کنم افراد زیادی هستن که دارن می‌نویسن؛ توی وبلاگ و توی تلگرام. خیلی‌ها با نوشتن دارن «ارزش» ایجاد می‌کنن.

بعضیا فکر می‌کنن فقط در صورتی که کسی از یه موضوع تخصصی بنویسه یعنی ارزش ایجاد کرده. در حالی که من کاملا برعکسش فکر می‌کنم. وقتی من یه نوشته از روزمرگی‌‌های شخصی رو می‌خونم، کمِ کمش اون نوشته تونسته ۲-۳ دقیقه از وقتِ فراغت من رو پر کنه. شاید کم به نظر بیاد، ولی این‌و در نظر بگیرید که ممکنه فردی در طول روز، تنها ۱ ساعت وقت آزاد برای رسیدگی به علایق خودش داشته باشه. توی این حالت، ۲ دقیقه از ۶۰ دقیقه، مقدارِ قابل توجهیه. گذشته از این، من می‌تونم از اون نوشته، احساسِ خوبی بگیرم که تا دقیقه‌ها یا ساعت‌ها در من باقی بمونه. شاید هفته‌ها یا سال‌ها بعد، اتفاقی بیفته که باعث بشه به یادِ اون نوشته بیفتم. پس یه نوشته‌ی به‌ظاهر کم‌اهمیت و روزمره، تونسته تبدیل بشه به تجربه‌ی زیسته‌ی من، چیزی که ازش خاطره دارم.

حالا نه فقط در وبلاگ و تلگرام، بلکه حتا توی توییتر و اینستاگرام هم ارزش خلق می‌شه، اما من از این دو شبکه‌ی اجتماعی فراری‌ام. چرا از توییتر و اینستاگرام فراری‌ام؟ چون اصولا نوعِ ارزشی که در این دو سرویس ایجاد می‌شه بسیار «آنی»ـه. من هیچ‌وقت نمی‌تونم احساسِ خوبِ عمیقی که از خوندنِ یه نوشته‌ی چند پاراگرافی تجربه می‌کنم رو از یه توییت بگیرم. ولی ممکنه از توییت‌ها، به تعدادِ زیادی احساسِ خوبِ آنی رو تجربه کنم. یعنی توییتی که ده ثانیه‌ای می‌خونمش، بهم یه حس خوب تزریق می‌کنه. ولی اون حسِ خوب اون‌قدری زیاد و عمیق نیست که برام کافی باشه. سریع می‌رم سراغ توییت بعد، دوباره یه تزریقِ آنیِ دوپامین! و توییت بعد، و توییت بعدی. اینستاگرام هم قضیه‌ش همینه کاملا، هی اسکرول، اسکرول، اسکرول. که ممکنه آخرش حتا احساس کلافگی یا سرگیجه به آدم دست بده. 

ناگفته نمونه، قطعا کسانی وجود دارن که توی این دو شبکه‌ی اجتماعی، محتوای عمیقی تولید می‌کنن که صرفا به آدما دوپامین تزریق نمی‌کنه؛ اما تعدادشون کمه، چون شبکه‌های اجتماعی اصولا بر پایه‌ی تزریقِ دوپامین و لذتِ آنی کار می‌کنن و به همین دلیله که مخاطبِ زیادی جذب کرده‌ن.

با این توضیحات برگردم به ابتدای پست. کسانی که با نوشتن «ارزش» ایجاد می‌کنن، برام مهمن. و کسانی هم که دنبالِ چیزی فراتر از تزریقِ دوپامین می‌گردن، برام ارزشمندن. به این فکرم که یه کانالی هم توی تلگرام ایجاد کنم مثلا به اسمِ «مجله‌ی وگزیست»، و نوشته‌های خوبی که در تلگرام می‌خونم رو اونجا به اشتراک بذارم. تنها مشکلی که این روزا دارم، اینه که مشغله‌هام زیاد شدن و دچار محدودیتِ زمانی شدم! باید ببینم چطور پیش می‌ره...

در نهایت، اگه دوست داشتین کانال تلگرامم‌و دنبال کنید، هر زمان که مجله‌ی وگزیست رو راه بندازم حتما اونجا خبر می‌دم: t.me/HollyNevis