اینجا کسی من رو نمیشناسه نه یا حداقل دو سه نفر می‌شناسن؟ می‌تونم چرت و پرت بگم؟ 

واقعا برای خودم متاسفم. یه مقدار بیش از حدی احمقم و یه مقدار بیشتری احساسی‌ام. 

فکر کنم احساساتم توی قلبم جا نمیشن. کاش دهنم رو ببندم. واقعا چیزی نگی هیچی نمیشه کیانا. هوم؟ واقعنی اشفته‌م. قول داده بودم دیگه هیچ‌جا وضعیت فاکدآپم رو شرح ندم ولی نمی‌تونم. 

مثلا نظرت چیه که این‌قدر به ادما بها ندی؟ 

این‌قدر یه‌طرفه بهشون نزدیک نشو! وای خیلی احمقی! خودت برای خودت هرچیزی برداشت می‌کنی! که چی مثلا؟ 

من ازش خوشم نمیاد ولی یه‌کم امید داشتم ازم خوشش بیاد؟ چرا؟ نمیدونم احساس عجیبیه. ولی امشب یه حقیقتی مثل پتک خورد توی صورتم. نه! دنیا بزرگ‌تر از توهمات توعه. همه قرار نیست عاشقت باشن. در واقع همه قرار نیست ازت متنفر نباشن. دارم چرت و پرت می‌گم. بسه. وای؟ توی رابطه‌ت با دوستات واقعا داری خیلی بهشون بها میدی. یکم عقب‌تر وایستا. چیزی نمی‌شه.  

فکر کنم وقتی یکی رو دوست دارم بخش بزرگی از وجودم رو گره میزنم بهش. بعد برای خودم داستان می‌سازم. اه ذهن مسخره‌ی اورثینکر دیوونه. 

واقعا دلم می‌خواد زمین دهن باز کنه و من برم توش محو شم.