شاید نوشتن چارهی بیهودگیست.
نوشته
روز نویسندگی
دنبال کننده
واقعا روز شتی بود. امروز خیلی احساس ناامنی کردم. هر لحظه میخواستم فرار کنم. جیغ بزنم و فرار کنم. خیلی نابودم. خیلی خستهم. خیلی غم دارم و نمیدونم باهاشون چیکار کنم.
Kia 2 هفته پیش
این اندوه داره من رو میکشه.
غم کشتههای دیماه، افرادی که اعدام میشن و هر کسی که تا به حال در راه آزادی کشته شده نفسم رو میبره.
بسه دیگه. کی میخواید تموم شید؟
از گریه کردن خستهم؛ حتی از خسته بودن هم خستهم.
سحر بیداری 1 هفته،4 روز پیش
حالا بخند
1 هفته پیش
منظورت چیه؟؟؟
سحر بیداری 6 روز،14 ساعت پیش
منظور مگه میخاد شده الکی هم بخند کمی تغییر به حالت بشه
تمامی حقوق برای Kia محفوظ است
|
پلتفرم انتشار محتوا نویسنده
Kia 2 هفته پیش