اونچه که بیش از هر چیزی می‌خوام اینه که در مرکز ثقل کره زمین ایستاده باشم در حالی که دلی محکم و روانی آروم دارم ، ناگهان با بستن چشم من تمام انسان‌های کره زمین محو و نابود بشن (مسلما فقط برای من و در دنیای من ، نه واقعی ) . و من بمونم و کره زمینِ عزیزم با طبیعت دلچسب و وحشیش و فقط و فقط یک نفر دیگه .. 

نه هرکسی ! کسی که من می‌خوام با ویژگی‌هایی که من می‌خوام .

و اون یک نفر من رو ببینه و من اون یک نفر رو 

اون من رو بشناسه و من اون رو 

به صورت کلی :

ما ! فقط ! 

همین 

هیچ تحلیلی ندارم 

صرفا چیزی که دوست دارم و نوشتم 

باشه اینجا تا بعدا ببینم چی به چیه تو مخ من