نوشته
روز نویسندگی
دنبال کننده
«روزی روزگاری در سرزمینی به نام ایران...»
باز قلمهایمان را شکستند و آواره شدیم!
قلم منزل بود
مأوا و قرار بود.
فروریخت.
اما هنوز زنده بودیم
و امیدوار به زندگی
به یافتن
ساختن
بافتن!
شاید محتاطتر
یا رهاتر
سبک
بیانتظار
بیاعتماد.
راوی 2 هفته،3 روز پیش
درود دوست خوبم. به نویسنده خوش اومدی! 🌺
2 هفته،3 روز پیش
ممنونم آقای راوی (:
Qmarth 2 هفته،3 روز پیش
میگه که: به کجاها برد این امید مارا
بُرد و بَرد...!
تمامی حقوق برای /ضمیر محفوظ است
|
پلتفرم انتشار محتوا نویسنده
راوی 2 هفته،3 روز پیش