۱. آمریکا گفته است که ایران با پول های بلوکه شده ای که پیش ما دارد فقط اجازه دارد دانه های روغنی و کالاهایی که ما تعیین می کنیم را بخرد.

 

۲. حالا مصاحبه ای از آقای عبدالناصر همتی منتشر شده است که گفته اند: "ما سالانه نیاز به خرید میلیاردها دلار کالای اساسی و دارو داریم و برای ما فرقی نمی‌کند پول خرید کالاهای اساسی را از چه منبعی پرداخت کنیم.باقی پولهای بلوکه شده، یعنی ۶ میلیارد دلار دوم و مابقی، همگی صرف کالای اساسی ضرورتاً نمی‌شود بلکه ایران می‌تواند سایر کالاهای غیرتحریمی را هم خریداری کند."

 

۳. راستش اگر می شد و راه داشت که انسان از فرط عصبانیت و انزجار تبخیر بشود مطمئنا تبخیر شدن را به مشاهده این سخنرانی ترجیح می دادم...

 

۴. چرا؟!

 

۵. عرض می کنم...

 

۶. اگر کسی آشنایی به مبانی اقتصاد کشاورزی هم نداشته باشد و حتی صرف تحلیل سیاسی هم بخواد تحلیلی ارائه بدهد، در منظومه عزتمندی مردم ایران و خب اندک شناختی از این روحیه ی مردم ایران، تشخیص خواهد داد که اجبار آمریکا به استرداد پول های بلوکه شده مردم ایران، مشروط بر خرید کالای معینی از خودش به منزله همان مذاکره زیر فشار تهدید نظامی به حساب می آید که آقای شهید ایران پیشتر از این ها هم فرموده بودند که «من نمی‌فهمم مذاکره در زیر شبح تهدید چه معنایی دارد؟ مذاکره کنیم زیر شبح تهدید! ملت ایران مذاکره‌ی زیر سایه‌ی تهدید را برنمی‌تابد.» این سخن صرفاً یک موضع سیاسی نیست؛ بلکه یک اصل شناخته‌شده در روابط بین‌الملل است. مذاکره زمانی معتبر است که بر پایه احترام متقابل، برابری حقوقی طرفین و اراده آزاد شکل گیرد، نه بر اساس تهدید، اجبار و ارعاب.

 

۷. از منظر حقوق بین‌الملل نیز تهدید به استفاده از زور، به‌ویژه علیه استقلال و تمامیت ارضی کشورها، مغایر با اصول بنیادین منشور سازمان ملل متحد است. هنگامی که یک طرف مذاکره، هم‌زمان از گزینه نظامی، نابودی کشور مقابل یا برخورد با اعضای تیم مذاکره سخن می‌گوید، در واقع اعتبار سیاسی و حقوقی فرآیند مذاکره را زیر سؤال می‌برد و نشان می‌دهد که هدف اصلی، تفاهم نیست؛ بلکه تحمیل اراده از موضع قدرت است.

 

۸. حالا اگر کسی احیانا از پشت در یک جلسه اقتصاد کشاورزی هم عبور کرده باشد حتما مستحضر هست که اقلیم ایران برای کاشت دانه های روغنی مساعد نیست، اما به دلیل اینکه دانه های روغنی غذای غالب دام ها و مرغ ها و حیوانات حلال هستند ما ناچاریم سالانه به مقدار زیادی دانه روغنی وارد کشور کنیم.

 

۹. و این یعنی...

 

۱۰. اگر بازار سویا و دانه های روغنی‌مان را به آمریکا بدهیم، بخش مهم و استراتژیکی از امنیت غذایی ایران را دو دستی تقدیم آمریکا کرده ایم!

 

۱۱. ساده تر بگویم؟ :) یعنی احتمال تکرار قحطی ساختگی جنگ جهانی دوم... یعنی سلاح کشتار جمعی :) ! یعنی هروقت آمریکا اراده کند، مردم ایران در گرسنگی قرار بگیرند، یعنی...

 

۱۲. یعنی آمریکا بازار دانه های روغنی ، یعنی بازار گوشت گاو، گوسفند، مرغ، تخم مرغ و لبنیات و غیره ایران را قبضه کند و هر زمان که خواست و اراده کرد با گرسنه کردن مردم و تهدید مستقیم جانی و روانی اعمال قدرت کند بر ایران و ایرانی...

 

۱۳.البته این از حقارت آمریکاست... این مدل وحشی‌گری و نئادرتالیسمِ برهنه تمدن رو به افول غرب از سر استیصال است. استیصال از اینکه پس از سال ها جنگ نرم، جنگ شناختی، جنگ روانی، جنگ رسانه ای و روانی، جنگ فرهنگی، جنگ اقتصادی، جنگ زیست محیطی، جنگ اطلاعاتی، ترور دانشمندان و نخبگان، جنگ سایبری، جنگ شهری و در نهایت جنگ نظامی و مرزی  نتوانسته است ما را از پا دربیاورد و حالا از راه امنیت غذایی و هدف قرار دادن بازار های آب و غذای مستقیم مردم می خواهد به نتیجه دلخواه خودش برسد...

 

۱۴. که البته:  " زهی خیال باطل!"

 

۱۵. و حالا نکته قابل تأمل دیگری هم که هست، از این قرار است که محصولات کشاورزی و دام پروری، خیلی باید متناسب با بوم و اقلیم یک منطقه باشند تا بتوان امنیت غذایی مردم یک اقلیم را به صورت پایدار تامین کرد...

 

۱۶. فرضا در دهه های پیش، نوع خاصی از مرغ برای جوجه ریزی وارد ایران شد از سمت اروپا که نیاز غذایی خاصی داشت که در بازار های ایران نبود اما چه مزیتش داشت؟ اینکه وزن بیشتری می گرفت نسبت به مرغ ایرانی و طبیعتا مرغداری می توانست به سود بیشتری با فروشش دست پیدا کند.

 

۱۷. القصه اینکه مرغ مادر اروپایی در انواع مرغداری های ایران طرفدار پیدا کرد به خاطر وزن زیادش و نژاد مرغ ایرانی کمتر مورد استفاده قرار گرفت. و البته ماجرا به همین سادگی ها هم نبود.

 

۱۸. نکته این بود که مرغ اروپایی، به نوع خاصی از غذا نیاز داشت که در ایران کشت نمی شد و حالا ما سال هاست که مجبوریم غذاش رو وارد کنیم.... :)

 

۱۹. تقلای البته بیهوده برایاستعمار نوین یعنی همین. یعنی توهم خودکفایی. یعنی توهم بزنی که در تولید مرغ خودکفا شده ای و عزتِ ایرانی ات درد نگیرد اما از سمت دیگر مجبور شوی که وارد کننده غذای آن نوع خاص از مرغ باشی.

 

۲۰. و تازه تمام این ها فقط دو دو تا چهارتای ساده ی منطق سقراطی است. چیزی است غیر از احتمال جهش ژنتیکی و شیطنت هایی از این دست. چیزی است عقلانی. و احتمالا بدیهی. و آنچه گفته شد تنها گزاره های سطحی اندکی به حد سواد ناچیز این حقیر بود و مطمئنا اگر سلام گرگ بی طمع نباشد، سلام شیطان بزرگ از سلام گرگ و گرگینه و گرگواره،  طمع‌خیز تر است...

 

۲۱. امید دارم که تحلیل حقیر غلط باشد! امیدوارم :) امیدوارم که غلط باشد، که اگر درست باشد...

 

۲۲. اَللّهُمَّ اَنْصُرْ عِبادُکَ الْمُؤمِنینَ عَلی الْکافِرینَ نَصْراً عَزیزاً.

 

۲۳. لینک های مفید و مرتبط:

کلیک

کلیک۲