هزار و یک شب با کیومرث(شب اول)

یکی از عاداتی که دارم اینه که به هر آدمی سه بار فرصت میدم!

بار اولی که ناراحتم کرد و قلبم رو شکوند با خودم میگم بیخیال بابا انسان جایز الخطاست حتما حواسش نبوده، ناراحتیمو بهش میگم و میبخشمش.

بار دوم که باز اون کاری که خوشم نمیاد رو انجام داد میگم احتمالا یادش رفته باشه، بهش یادآوری میکنم و بازم میبخشمش!

ولی امان از دفعه ی سوم! راستشو بخوای امکان نداره بعد از بار سوم دیگه ببخشمش! حتی اگه برای کارش دلیل خوبی داشته باشه یا حتی بارها و بارها عذر خواهی کنه...

 

قانون خوب و منطقی ایه! مگه چند بار میشه به یه آدم فرصت داد آخه؟ اگه هیچ حد و مرزی نباشه تا ابد این کار ادامه پیدا میکنه و اونم عین خیالش نیست!

من به اندازه ی کافی برای جبران اشتباهات بهش فرصت دادم! دیگه بعد از سه بار بحث "از عمد" میاد وسط :))))

بهونه نیار و توجیح نکن! کسی که واقعا بهت اهمیت میده اولین بارش میشه آخرین بارش! اونم میگیم نهایتا چون شاید نمیدونسته... خودت بهتر میدونی دیگه مگه نه؟

-استکان خالی از چای بیدمشک

 

 

پ ن: هر سه فرصتت رو سوزوندی عزیزم! و این واقعا غمگینم میکنه... سه بار آخه؟