تازه می‌فهمم چرا می‌گن تا قبل از بچه‌دار شدن همه‌ی سفرهاتون‌و برید! هفته‌ی بعد می‌خوایم یه سفر کوتاه بریم، و از الان بزرگ‌ترین چالش ما #طوطو_خانم ـه! 

بار آخر که مسافرت رفتیم، ۳ ماهش بود و تازه اومده بود خونه‌ی ما. شنیدین می‌گن آدم‌ها رو باید توی مسافرت بشناسید؟ برای طوطو هم صدق می‌کنه. اون سفر باعث شد خیلی بیشتر با رفتارهای این پرنده‌ی دوست‌داشتنی آشنا بشم. وقتی صبح زود بیدار می‌شد، مثل خودمون خوابالو بود و می‌چسبید بهمون و روی یه‌پا می‌خوابید! اون موقع تازه یاد گرفته بود پرواز کنه، خیلی ذوق می‌کردیم از اینکه می‌پرید و روی سر تک‌تک‌مون می‌نشست؛ می‌خواست با همه آشنا بشه. یه شب هم هوا سرد بود و گذاشته بودیمش جلوی بخاری برقی. گرمازده شده بود و تا کلی وقت بال‌هاش‌و نیمه باز گرفته بود. خدا رحم کرد چیزیش نشد...

تا دیروز نمی‌دونستیم تصمیم‌مون برای طوطو چیه؛ می‌خوایم ببریمش سفر یا نه؟ بعد دیدیم طوطو توی خونه‌مون همیشه رهاست؛ اگه جای دیگه‌ای باشه ممکنه خیلی اذیت بشه. و گذشته از همه‌چی، کافیه ما فقط چند ساعت این فسقلی رو نبینیم تا دلمون براش تنگ بشه، چطور می‌تونیم چند روز دوریش‌و تحمل کنیم؟ 

قرار شد طوطو باهامون بیاد. ولی سفر بردنش هم پر از چالشه. مهم‌ترینش هم ۷ ساعتیه که توی اتوبوسیم و طوطو قراره توی کوله‌ی حملش بمونه!

 

که همین چالش‌ها باعث می‌شن آدم به این نتیجه برسه که: نمی‌خوای بی‌خیال سفر بشی؟ 

ولی فکر می‌کنم بهتره تلاش کنیم کمتر به چالش‌های سفر فکر کنیم؛ نباید چالش‌ها رو اون‌قدری بزرگ کنیم تا تبدیل به بار روانی بشه. هرچی نباشه سفر کلی نقطه‌ی مثبت هم داره. مثلا قراره امروز برای طوطو جلیقه‌ی پرواز بخرم و اگه همه‌چی خوب پیش بره، طوطو هفته‌ی بعد می‌تونه ساحل و دریا رو ببینه🥹

پی‌نوشت: این پست ابتدا در کانال تلگرامم‌ منتشر شده.