هومورو میگفت کارهای ناتمام بنزین افسردگیه! تقریبا یک هفته تا پایان تابستون مونده و دارم به پرونده‌هایی که همچنان بازه فکر میکنم، به اینکه اراده‌ام رو جمع کنم و حداقل یکی از پرونده‌ها رو ببندم و بزارم کنار، به حرف هومورو اعتقاد زیادی دارم چون بارها تجربش کردم. اصلا نمیخوام توی این هفت روز آسون بگیرم! تنها لطفی که به خودم میتونم بکنم تیک زدن کارهایی هست که خیلی وقته میخوام انجام بدم و ندادم، قراره ذهنم رو سبک‌تر کنم و با عذاب وجدان و سرزنش کمتری نسبت به قبل، به استقبال پاییز برم. همین حالا که دارم این حرفها رو تایپ میکنم جمله‌ای که از توکا خونده بودم و بابتش لبخندی شدم پرید وسط ذهنم، اونجا که نوشته بود آدمی بنده‌ی عادت‌های خوبشه و عهد بستم که دختر لطفا عادت‌های خوبت رو رها نکن! چیزهای کوچیکی مثل روتین پوستی، مسواک زدن، کتاب خوندن در دراز مدت جوری تغییرت میده و حالت رو بهتر میکنه که بعدها کلی از خودت تشکر میکنی! حق با توکاست، کاش در کنار عادت‌های جدیدی که در حال شکل گرفتنه قبلی‌ها رو هم فراموش نکنم. حالا فهمیدین چرا بنده‌ی وبلاگ‌نویسی‌ام؟ چون دنیاش برای من یه مدرسه‌اس و آدماش بهترین معلم‌های زندگی که هرکدوم یه چیزی بهت یاد میده و تلنگری میشن برای سردرگمی هایی که ایجاد شده!