۱. فرهنگ چیست؟ این سوال به ظاهر ساده، پاسخ به یکی از پیچیده ترین مفاهیم در علوم اجتماعی است، یعنی "فرهنگ"، که مفهومی است با توضیحاتی که به ظاهر آسان به نظر می رسد اما در عمق ریشه های متعدد و تفسیر های متغیری را در بر می گیرد. با این وجود حتی اگر تعریف فرهنگ، کار به غایت دشواری باشد، فهم فرهنگ هیچ دشوار نیست.
۲. فهم فرهنگ و فهم تفاوت های فرهنگی در همه ی ما هست. ما خیلی زود و از همان ابتدا، متوجه تفاوت هایی میان خودمان و مردم کشور های دیگر، مردم شهر های دیگر و حتی وجود تفاوت هایی میان خانواده خودمان و خانواده های اقوام و آشنایان در شیوه های انجام کار ها می شویم. مثلا در شیوه رفتار، در شیوه ابراز تشکر، در سبک آشپزی و در شیوه های متفاوت تربیت کودک. با این وجود شاید بتوان فرهنگ را شیوه منحصر به فرد جوامع و گروه های مختلف برای حل مسائل و انجام کار ها دانست.
۳. مع هذا فرض بگیرید که در مقوله ی چای. بله! در مقوله ی چای. در نظر بگیرید که نوشیدنی تلخ رنگ سیاهی به بلاد مختلف دنیا رسیده است که در عین تلخی بسی هم مطبوع است و نمی شود از استعمالش بِأَیِ نحوٍ کان دست کشید. با این وجود مصرف قند روسی بنا به صلاحدید امور مملکت مسلمین و آزادگی ایرانیان حرام اعلام شده است. در چنین شرایطی است که روزنامه «نوبهار» در محرم سال ۱۳۲۹ قمری در گزارشی مینویسد: «مردم در مجالس تعزیه اباعبدالله (ع) بهجای قند و چای، قهوه با عسل مینوشیدند.»
۴. شیرینی این تغیر فرهنگی شیوه استعمال چای، امروز هم به دور از فتوای حرمت قند همچنان باقی است. آنجا که می بینی در گوشه ای از ایران چای با کلوچه فومن سرو می شود و با افزودن برگ به لیمو، جای دیگر با کفبیخ و زنجبیل، در میانه ایران با گز و سوهان و قطاب، در سیستان ایران با لندو و چلبک و در گوشه دیگر با هل و میخک و شیر و شکر، آن هم به صورت داغ داغ و جوشیده! فرهنگ یعنی همین. حالا هم پر حرفی های بنده را در باب فرهنگ ببخشید و بفرمایید که چایتان بیش از این سرد نشود.
۵. با این وجود، به دلیل پیچیده بودن مقوله و البته طویل بودن بحث، اجازه بدهید کماکان که چایتان را می نوشید به حضورتان عرض کنم که مقوله فرهنگ همیشه هم به همین رنگارنگی و عطرآمیزی نیست. فرهنگ می تواند ابزاری بسیار خطرناک باشد برای استعمار و عاملی به غایت خونریز برای تفرقه و تفرق. "تهاجم فرهنگی" ، "شبیخون فرهنگی" ، "جنگ شناختی" ، "جنگ نرم" و "استحاله فرهنگی" ، همه و همه شاید از عبارت هایی باشند که به گوش شما هم رسیده باشند. شاید شما هم شنیده باشید که زبان و خط باستانی مصری در یکی از همین تهاجمات از بین رفت، تمدن اینکاها به کل نابود شد، خط رسمی هندوستان به انگليسي تغییر یافت و فرهنگ در چین _این ابر قدرت اقتصادی جهانی_ تنها به شیوه فردی زندگی تقلیل یافت و در معاهدات کلان سیاسی و اقتصادی وارد نشد. یا جنگ های داخلی خونباری در پاکستان و افغانستان که غالبا به دلیل پررنگ کردن تفاوت های فرهنگی و قبیله ای توسط دشمنان انسانیت و استعمارگران رخ می داد و هزاران هزار طلاق، سقط جنین، اعتیاد، خودکشی، مصرف گرایی و رویش قارچ گونه شبه دین ها و عرفان های نوظهور که با تهاجم فرهنگ اومانیستی غرب به ملل دیگر تحمیل شد.
۶. با مشاهده تبدیل فرصت های ناشی از وجود فرهنگ های گوناگون به تهدید های جدی نظامی و امنیتی، ممکن است که گاهی آرزومند شویم هرگز تفاوت های فرهنگی وجود نداشتند. یا از خودمان بپرسیم که مزیت این همه تفاوت میان ما انسان ها در چیست؟ پاسخ را شاید بتوان در آیه ۱۳ سوره مبارکه حجرات، جستجو کرد. آنجایی که خداوند متعال می فرماید:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ
ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی تردید گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است.
۷. کتاب ارزشمند "از تحولات فرهنگی تا جنگ نرم"از این آیه شریفه، برداشت می کند که تفاوت ملل و انسان ها با یکدیگر در بستر خلقت اولیه و حکمت الهی به وجود آمده است و برکات زیادی به همراه دارد. مثلا یکی از برکات این خلقت متنوع، این است که یکی از راه های شناخت و تولید دانش در بستر تفاوت ها معنا پیدا می کند و یکسان بودن همه چیز ها با هم، امکان فهم مسائل جدید را از بین می برد و همین تنوع های فرهنگی موجب تکامل معرفت بشری می شود. برداشت دوم این کتاب نیز از این قرار است که اگر بتوان یکی از دلایل اصلی فخرفروشی و سلطه جویی انسان ها به هم را از عدم احساس نیاز و وابستگی به یکدیگر بدانیم، شایسته است که انسان ها به هم محتاج باشند تا زمینه سلطه جویی و فخرفروشی در آن ها از میان برود و خداوند متعال اینطور اراده کرده است که همه چیز در یک قوم خلاصه نشده باشد تا انسان ها به هم نیازمند باشند و زمینه تعامل انسانی و فرهنگی فراهم شود و نژاد پرستی و قوم گرایی از بین برود. البته این به آن معنا نیست که همه دستاورد های فرهنگی بشری، مورد تأیید خداوند است، بلکه خداوند خود معیار مطلوبیت یک فرهنگ را مشخص کرده است و آن معیار تقواست.
۸. تهاجم فرهنگی، اما با تبادل فرهنگی به کل متفاوت است، رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار با جمعی از جوانان و فرهنگیان در سال ۱۳۸۰، این تفاوت را اینطور بیان می کنند: "من یک وقت گفتم که فرق تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی چیست. تهاجم فرهنگی، یک امر منفی است؛ اما تبادل فرهنگی، یک امر مثبت است. یک وقت هست که یک انسان برای اینکه کمبودی را در بدن خودش برطرف کند، میگردد و غذا و داروی مناسب را - آن چیزی که به دردش میخورد - از هر جایی که گیرش آمد، پیدا میکند و با میل خود آن را داخل کالبدش میریزد. یک وقت هم هست که نه، ما انتخاب نمیکنیم؛ دست و پای ما را میگیرند، یا بیهوشمان میکنند، یا مستمان میکنند و چیزی را که خودشان میخواهند - نه آن چیزی که ما لازم داریم - در بدن ما تزریق میکنند. آیا اینها با هم فرق ندارد؟! من میگویم ملت ایران نباید خودش را لخت بیندازد تا دشمن با مدرنترین شیوهها، آنچه را که خودش میخواهد، از تفالههای دست دوم فرهنگش به جسم ملت ایران تزریق کند."
۹. اما به راستی تهاجم فرهنگی چه سودی به دولت های استعمارگر می رساند؟ چرا تغییر دادن فرهنگ ملت ها و ایجاد تک فرهنگی در جهان به نفع امپریالیسم و نظام سلطه است و در نتیجه این تغییرات، چه معادلاتی در جهان تغییر خواهد کرد؟ تهاجم فرهنگی را نمی شود صرفا تلاش مذبوحانه ای برای همانند کردن ملت های دیگر دانست و در بستری از منفعت های اقتصادی، اجتماعی و ژئوپولیتیک بیشتر می شود آن را فهمید. تهاجم فرهنگی، تنها یکی از شاخه های جنگ پیچیده ای به نام "جنگ نرم" است. تعبیر رهبر شهید انقلاب، پیرامون جنگ نرم از این قرار است: "در جنگ سخت، جسمها به خاک و خون کشیده میشوند، [ولی] روحها پرواز میکنند و میروند به بهشت؛ [امّا] در جنگ نرم، اگر خدای نکرده دشمن غلبه بکند، جسمها پروار میشوند و سالم میمانند، [ولی] روحها میروند به قعر جهنم؛ فرقش این است؛ لذا این خیلی خطرناکتر است. "
۱۰. جنگ نرم نه تنها عملیات هایی در حوزه فرهنگی، که حوزه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی بیولوژیک و محیط زیستی یک کشور را نیز درگیر می کند و برای رسیدن به اهداف خود _که همان تسلط بر منابع طبیعی و انسانی یک کشور است_ از تاکتیک های متنوع و منعطفی استفاده می کند که از جنبه آن ها نافرمانی مدنی، مشروعیت زدایی، بی اعتبار سازی، اختلاف افکنی، القای غم، یأس و وحشت و بحرانی نشان دادن شرایط کشور است که در فاز های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت صورت می پذیرد.
۱۱. "جوانهای عزیز! بچههای عزیز من! فردا مال شما است، آینده مالِ شما است؛ شما هستید که باید این تاریخ را با عزّتش محفوظ نگه دارید؛ شما هستید که این بارِ مسئولیّت را بردوش دارید؛ خرّمشهرها در پیش است؛ نه در میدان جنگ نظامی، [بلکه] در یک میدانی که از جنگ نظامی سختتر است. البتّه ویرانیهای جنگ نظامی را ندارد؛ بعکس، آبادانی به دنبال دارد، امّا سختیاش بیشتر است." خرمشهر ها در پیش است. خرمشهر ها در پیش است. خرمشهر ها... اما چرا خرمشهر؟ و چه درس هایی می توانیم از فتح خرمشهر برای فتح "میدانی که از جنگ نظامی سخت تر است" گرفت؟ پاسخ در "مقاومت" است. بله! درست است! مقاومت. اما یک مقاومت تمام عیار فرهنگی. درست مانند مقاومت مردم ایستاده و سلحشور ایران در مرزهای جغرافیایی در ۸ سال دفاع مقدس.
۱۲. مقاومت فرهنگی، یعنی زیست هرچه تمام تر ایمان و امید، یعنی ایستادن بر روی اصالت ها. یعنی جلوگیری از تجاوز دشمن به خاکریز های فرهنگی که اگر رخ بدهد به تعبیر رهبر شهید انقلاب، "همه چیز از دست خواهد رفت"؛ یعنی آگاهی مردم و فاصله گرفتن از شبهروشنفکر هایی که به اسم لیبرالیسم هیچ ابایی از به حراج گذاشتن دستاورد های نیاکان ایرانی خود ندارند، یعنی تشکیل هسته های مقاومت فرهنگی، جایی که مردم و جوان ها و نخبگانی به دور از انگیزه های مادی گرد هم جمع شوند از برای فرهنگ، با کمیت و با کیفیت. با انگیزه و با خلاقیت. با هنر و با عقلانیت و با فناوری.
۱۳. اینطور است که حتی یک خریدار نوعی کیف مدرسه و لوازم تحریر هم می شود رزمنده جبهه جنگ نرم که با هر انتخابش می تواند سکه های خودش را به قلک ایران بیندازد و یا به جیب سوراخ استعمار گران جهانی. یک فروشنده لباس با انتخاب مزونی که از آن لباس به فروشگاهش می آورد، یک فروشنده مواد غذایی با بررسی برند های و یک کارمند فلان اداره خصوصی یا دولتی با انتخاب واژه های حتی الامکان صحیح فارسی و فرهنگ معاشرت و کار غیرتمندانه یک مسلمان ایرانی، همه و همه می شوند از افسران و چه بسا سرداران و سرلشکران جنگ پیچیده و نادیده جنگ امروزِ ایران.
۱۴. چرا فرهنگ؟ چرا موسیقی؟ چرا سینمایی؟ چرا عروسک و لوازم تحریر؟ چرا بازی رایانه ای و اسباب بازی؟ چرا؟ علت مشخص است. البته تنها یکی از علت ها؛ اما یقینا یکی از دلایل تهاجم فرهنگی استحاله کامل آرمان ها، ارزش ها و استحکامات فکری یک ملت است. چرا که به بند کشیدن یک انسان آزاد به هیچ دام و بند و زندان و هراسی ممکن نیست، اما انسان برده، بدون یوق و طوق، خود به اراده و خواست خودش تمام مسیر را پیاده کشان کشان پشت سر دشمن راه می افتد به تمنای لحظه ای توجه_که البته نصیبش نخواهد شد_. و استعمار، به دست خود مردم یک ملت علیه خودشان، از علاقمندی های آلوده و البته به صرفه برای نظام امپریالیسم جهانی است.
۱۵. اینطور که دیگر زحمت پیاده کردن نیروی نظامی و تجهیز و پشتیبانی و طراحی عملیات های دشوار نظامی را به خودش نمی دهد و در عوض از انسانِ همان کشور و همان جغرافیا ، پیاده نظام بی مزد و مواجب می سازد. و در استحاله فرهنگ و فکر و رفتار تا جایی پیش می رود که نه تنها اقدام علیه آن کشور را مردمانی از همان کشور عهده دار شوند، که جیره و مواجبی هم به آن ها نمی پردازد و سربازهایی برای خودش دست و پا می کند که زبان آن کشور را به گویش مادری می دانند و یا العجب که جاسوسی و وحشیگری را رایگان انجام می دهد و تازه مقداری پول هم خودش می گذارد در جیب افسران شیاد سیا و موساد که این پول را از من دستی بگیر و بگذار گوشه جیبت که مبادا لازمت شود. چه حقارتی است خودباختگی فرهنگی و چه صحیح فرمود رهبر شهید انقلاب که "از دست دادن فرهنگ، یعنی از دست دادن همه چیز" و این همه چیز، شامل وسعتی از صفات حمیده و خصايص شریف و وجدانی بشری هم هست که از دست دادنش یعنی آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی ماه شد و شما می دانید.
۱۶. اما فرهنگ، سیال است و این، همان مزیت اصلی است. تبادل فرهنگی خوب است، دیدن فرهنگ های دیگر، آشنایی با اندیشه های اندیشه ورزان ملل دیگر و قرابت با نمایش ها و قصه های فرهنگ عامه سایر کشور ها عالی است، حتما باید باشد که اگر نباشد فرهنگ خودمان هم منزوی و در خودمانده و عقب رانده خواهد شد. با این وجود در استفاده از تولیدات فرهنگی و در آشنایی با کتب و فرهنگ و تاریخ ملل باید درست مانند یک رزمنده در میدان نبرد هوشیار بود. نباید گذاشت تا تحمیل پسماند های فرهنگی و جایگزینی و استحاله رخ بدهد. باید انتخابگر بود و نه پذیرنده منفعل صرف. باید سختکوشی ، تلاش ، عقلانیت و خرده فرهنگ های کوچک و بزرگ فرهنگ های دیگر را هوشیارانه به فرهنگ خود افزود و و زیبایی ها و شگفتی های فرهنگ خودمان را نیز به دیگران نشان بدهیم. روح توحید را در تمام مناسبات زندگی لحاظ کنیم و نسبت هر رکن اندیشه و رفتار خود را مکررا با آن بسنجیم و به واسطه آن قامت امتداد خویشتن و ایرانِ خویشتنمان را بلند و بلندتر کنیم. که الله اکبر و به نقل از امام سیدمجتبی خامنه ای، "آری، الله اکبر!".
سحر بیداری 3 هفته،2 روز پیش