من به شخصه واقعا از بعضی رفتارها بدم میاد، و همونطور که در شب اول درموردش صحبت کردم به آدما فرصت جبران هم میدم، انقدر برام این موضوع حائز اهمیت بود که اولین شب درموردش نوشتم تا اگر موردی پیش اومد دیگه بعدش دلخوری بوجود نیاد!
من خودم اگر روزی بخوام از کسی انتقام بگیرم یا تنبیهش کنم یا هرچیز منفی دیگری شبیه به اینا وانمود میکنم که وجود نداره!
بنظرم بدترین حسیه که یه آدم میتونه به دیگری بده، وقتی دیده نشی، شنیده نشی، بهت اهمیت داده نشه و... حس "انسان نبودن" بهت دست میده.
و به طبع از دست کسی که وانمود کنه وجود ندارم قطعا به شدت ناراحت میشم، بارزترین مثالش هم دریافت نکردن هیچگونه جوابی پس از خوانده شدن پیام هاست!
آدم ها انتخاب میکنن به چه چیزی واکنش بدن یا ندن، چه چیزی اهمیت داره یا نداره، بنظرم همه نوع واکنش یا عدم واکنشی عمدیه، حداقل بعد سه بار دیگه از عمده نه؟
منم متاسفانه با اینجور آدما زاویه میگیرم، یهو رفتارم ۱۸۰ درجه تغییر میکنه، اصولا سعی میکنم آدم مهربون و با درک و فهمی باشم ولی گاهی اوقات بعضی چیزا از توان تحمل ما خارج میشه، عملا داره میگه اونقدر ارزش نداشتی که به پیامت پاسخی بدم، درحالی که درهمون لحظه تا آخرین پیام صحبت هاشو با دیگری ادامه میده.
و خب قطعا ما مجبور نیستیم روابط دوستانه امون رو با کسی ادامه بدیم که باعث حال بدمون میشه مگه نه؟
-استکان خالی از چای به
پ ن: لازم دونستم درمورد این موضوع صحبت کنم، نه برای اینکه اطلاع رسانی کنم، صرفا برای اینکه خودمو خالی کنم =D
پ ن۲: حس میکنم آدما نسبت به قبل شخصیت های مسخره تری پیدا کردن... از عوارض بزرگسالیه؟
همایون 6 روز،7 ساعت پیش