هزار و یک شب با کیومرث(شب ششم)

یکی از چیزایی که من زیاد به دوستانم پیشنهاد میکنم صداقت داشتن در زمانیه که ازشون نظر میخوایم یا زمانی که ازشون توقع نظر دادن داریم هست!

این مورد بیشتر بین دخترا تبدیل به یه مشکل جدی میشه، مخصوصا زمانی که ازشون میپرسیم فلان چیز خوبه؟ میگن اره عزیزم عالیه... در حالی که واقعا نیست!

اگه نظرات با لحنی خیرخواهانه و دوستانه بیان بشن و باعث پیشرفت و بهبود فرد دیگری بشن قطعا مورد استقبال قرار میگیرن!

من خودم همیشه توصیه کردم که حقیقت رو بهم بگن، حالا یا همون زمان درستش میکنم یا بعدا سر فرصت بهش رسیدگی میکنم.

یه مورد دیگه هم که زیاد دیدم، نداشتن جسارت در نظر دادنه! اینکه همه موافقن و تو مخالفی دلیل بر این نمیشه که برخلاف میل درونیت پیش بری و با ترس اینکه "نکنه نظر مخالفم باعث بشه دیدگاهشون نسبت بهم تغییر کنه" با بقیه همراه بشی... خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو؟ فقط یه بزدل چنین حرفی رو میزنه!

حالا اینارو نوشتم که چی بگم... طرف اومده و چندین پاراگراف از یه پلتفرم یا سرویس تعریف کرده، چند وقت بعد میاد پشت سرش میگه حالا همچین مالی هم نبود و غیره و غیره!

درسته که نمیشه همه رو راضی نگه داشت ولی واقعا توی اون تعریف کردنا و هندونه زیر بغل زدنا موندم!! اینجور آدما سریعا برام منفور میشن، راست و دروغ حرفاشون معلوم نیست، آدمای دورویی هستن!

کسی مجبورت نکرده واقعا به دروغ از چیزی تعریف کنی یا حرفی بزنی، اگه از چیزی خوشت نمیاد فقط بیانش کن، کسی تورو شماتت نمیکنه!

-استکان خالی از چای آلبالو

 

 

 

پ ن: برای نوشتن این متن تقریبا 24 ساعت به خودم فرصت دادم که عصبانیتم بخوابه :)

پ ن2: این مقوله ی نظر دادنه خیلی گسترده است احتمالا شب های بیشتری رو بهش بپردازم...

پ ن3: هزار و یک شب ها عموما نظرات شخصی خودمه که حالا ممکنه درست یا اشتباه باشه، هنوز در حال یادگیری ام بهم سخت نگیرین.

پ ن4: تایپ کردن با کیبورد واقعا حال میده D=

پ ن5: این پست داره برای بار دوم از اول تایپ میشه... دوباره عصبانی ام :))))))))))

اگه کم و کسری ای چیزی داشت دیگه یادم نمی اومد...