یکی از چیزایی که زیاد بهش توجه میکنم، واکنش آدما نسبت به رفتار همدیگه است...
عموما از قانون: "با هرکی شبیه خودش" پیروی میکنن!
برای مثال "تا زنگ نزده زنگ نمیزنم"، "تا پیام نداده پیام نمیدم"، "تا لایک نکرده لایک نمیکنم" و همینطور بلعکسش.
یکی از چیزایی که زیاد بهش توجه میکنم، واکنش آدما نسبت به رفتار همدیگه است...
عموما از قانون: "با هرکی شبیه خودش" پیروی میکنن!
برای مثال "تا زنگ نزده زنگ نمیزنم"، "تا پیام نداده پیام نمیدم"، "تا لایک نکرده لایک نمیکنم" و همینطور بلعکسش.
منم همینطور داستایوفسکی عزیزم؛ منم فقط از یه چیز میترسم اینکه سزاوار رنج هایی که میکشم نباشم .
ازم پرسید چرا تمام عکس هایی که میگیری نصفه است و ما نصف دیگه ات رو توی هیچکدوم از عکسا نداریم؟
تا قبل از اون کلا از خودم عکسی نمیگرفتم... ایده ی گرفتن عکس های نصفه رو از بچه های بیان گرفتم (چی بودی تو واقعا بیان...)
یکی دیگه از قوانینی که برای خودم گذاشتم این بود "تا وقتی ازت نظر نخواستن نظر نده!"
شاید باورت نشه بگم همین یه قانون چقدر جلوی اضافه گویی یا نظرات بیهوده یهویی رو میگیره.
هنوز نمیدانم چرا انسان بودن را انتخاب کردم زمانی که میتوانستم شاخه ای گل ، نوری تابان و یا پروانه ای رنگین بال در این دنیا باشم.
گاهی اوقات دست E کوچولو رو میگیرم و با خودم اینور اونور میبرم، همیشه بالشتش توی بغلشه و هرجا که خسته شد همونجا میشینه!
بعضی وقتا به بچه هایی برمیخوریم که آسایش و زندگی آروم و راحتی دارن، واقعا باعث خوشحالیه، اینکه یه بچه عشق مورد نیازش رو دریافت میکنه باعث میشه بیشتر به این زندگی امیدوار بشم...
مادرجون میگه آدما دو دسته ان:
بعضیا شبیه به آبکش هستن... درد، رنج، غم، دلخوری، ناراحتی و هرچیز منفی دیگه ای رو از خودشون عبور میدن! چیزی رو توی دلشون نگه نمیدارن. میگفت بهترین نوع آدما همینان، زندگی خیلی راحت تری هم دارن، چیزیو خیلی سخت نمیگیرن و...
به قول آقای کامو :
رو به سوی آن بخش از وجودم کردم که هیچکس را دوست نداشت و درهمانجا پناه گرفتم.
وقتِ چای است؛ همراهی میکنی؟