You need to enable JavaScript to use this application.

هزار و یک شب با کیومرث(شب چهارم)

2 ماه،2 هفته پیش در پست‌های چای‌خور
هزار و یک شب با کیومرث(شب چهارم)

یکی از چیزایی که زیاد بهش توجه میکنم، واکنش آدما نسبت به رفتار همدیگه است...
عموما از قانون: "با هرکی شبیه خودش" پیروی میکنن!
برای مثال "تا زنگ نزده زنگ نمیزنم"، "تا پیام نداده پیام نمیدم"، "تا لایک نکرده لایک نمیکنم" و همینطور بلعکسش.

ادامه نوشته 3

منم میترسم!

2 ماه،3 هفته پیش در پروازِ سپید

منم همینطور داستایوفسکی عزیزم؛ منم فقط از یه چیز میترسم اینکه سزاوار رنج هایی که میکشم نباشم .

ادامه نوشته 3

انسان های دوچهره؟

2 ماه،3 هفته پیش در کیومرث‌نوشت
انسان های دوچهره؟

ازم پرسید چرا تمام عکس هایی که میگیری نصفه است و ما نصف دیگه ات رو توی هیچکدوم از عکسا نداریم؟

تا قبل از اون کلا از خودم عکسی نمیگرفتم... ایده ی گرفتن عکس های نصفه رو از بچه های بیان گرفتم (چی بودی تو واقعا بیان...)

هزار و یک شب با کیومرث(شب سوم)

2 ماه،3 هفته پیش در پست‌های چای‌خور
هزار و یک شب با کیومرث(شب سوم)

یکی دیگه از قوانینی که برای خودم گذاشتم این بود "تا وقتی ازت نظر نخواستن نظر نده!"

شاید باورت نشه بگم همین یه قانون چقدر جلوی اضافه گویی یا نظرات بیهوده یهویی رو میگیره.

ادامه نوشته 3

پروانه‌ای رنگین بال!

2 ماه،3 هفته پیش در پروازِ سپید

هنوز نمیدانم چرا انسان بودن را انتخاب کردم زمانی که می‌توانستم شاخه ای گل ، نوری تابان و یا پروانه ای رنگین بال در این دنیا باشم.

ادامه نوشته 1

آیا من سزاوارتر نبودم؟

2 ماه،3 هفته پیش در کیومرث‌نوشت
آیا من سزاوارتر نبودم؟

گاهی اوقات دست E کوچولو رو میگیرم و با خودم اینور اونور میبرم، همیشه بالشتش توی بغلشه و هرجا که خسته شد همونجا میشینه!

بعضی وقتا به بچه هایی برمی‌خوریم که آسایش و زندگی آروم و راحتی دارن، واقعا باعث خوشحالیه، اینکه یه بچه عشق مورد نیازش رو دریافت می‌کنه باعث میشه بیشتر به این زندگی امیدوار بشم...

هزار و یک شب با کیومرث(شب دوم)

2 ماه،3 هفته پیش در پست‌های چای‌خور
هزار و یک شب با کیومرث(شب دوم)

مادرجون میگه آدما دو دسته ان:
بعضیا شبیه به آبکش هستن... درد، رنج، غم، دلخوری، ناراحتی و هرچیز منفی دیگه ای رو از خودشون عبور میدن! چیزی رو توی دلشون نگه نمیدارن. میگفت بهترین نوع آدما همینان، زندگی خیلی راحت تری هم دارن، چیزیو خیلی سخت نمیگیرن و...

ادامه نوشته 0

آن بخش از وجودم!

2 ماه،3 هفته پیش در پروازِ سپید

به قول آقای کامو :
رو به سوی آن بخش از وجودم کردم که هیچکس را دوست نداشت و درهمانجا پناه گرفتم.

ادامه نوشته 0

تمامی حقوق برای Qmarth محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده