سالها پیش که توی بیان وبگردی میکردم توی یکی از وبلاگها که عنوانش رو فراموش کردم پاراگرافی از یک کتاب دیدم که ذهنمو خیلی مشغول کرد. یه لحظه تکونم داد، غبطه خوردم، ولی خب باعث تغییر نشد! چرا؟ چون معمولا عمل کردن به حرفهای قشنگ، راحت نیست! و بهقول یه دوست؛ حرفها چقدر قشنگتر میشدن اگر فقط دَه درصدشون عملی میشدن! اون پاراگراف این بود: «جرأت کنید راست و حقیقی باشید. جرأت کنید زشت باشید! اگر موسیقی بد را دوست دارید، رک و راست بگویید. خود را همان که هستید نشان بدهید. این بزک تهوع انگیز دوروئی و دو پهلویی را از چهره روح خود بزدایید و با آب فراوان بشوئید. کتاب ژان کریستف - رومن رولان» و حالا به این فکر میکنم که آدمها از کی حتی با خودشون هم توی رودروایسی و معذوریت قرار گرفتن؟ چقدر بده که نتونیم خودمون باشیم حتی به غلط! مگه همین تفاوت ها نیست که آدما رو از هم متمایز میکنه و گاهی تمایزها واقعا جذابن حتی اگر سلیقه ما نباشن. از کی مجبور شدیم خودمون رو فاخر نشون بدیم که مبادا کسی فکر اشتباهی درموردمون بکنه؟ چه اشکالی داره اگر سلیقه ما در اقلیت باشه و اصلا برخلاف عرف جامعه باشه؟ قطعا جرعت و شجاعت زیادی میطلبه که ممکنه خیلیامون نداشته باشیم. اما به تریج قبای کی برمیخوره اگر بگیم مثلا: من خیلی وقتا فیلم و سریالهای بیمحتوای کُرهای، ترکی یا حتی بالیوود رو ترجیح میدم به معروفترین فیلمها و سریالهای جهان که همه انتظار دارن دیده باشیم و گاهی اونها استراحت بیشتری به ذهنم دادن، یا اصلا بیشترِ وقتا با آهنگای شیش و هشت مودم بالا میاد، یا کتابهایی که رمانهای فانتزی تخیلی یا کودکانه دارن برام جذابترن نسبت به کتابهای سنگینِ فلان نویسنده! چندبار پیش اومده که خواستیم اعلام کنیم ولی بخاطر اینکه چیزی بهمون نگن یا مسخره نشیم زبان به کام گرفتیم؟ همهی اینها رو نوشتم که بگم ای کاش بتونیم کمتر خودمون رو سانسور کنیم و بیشتر با خودمون آشتی کنیم و درمقابل، به سلیقههای مختلف هم احترام بذاریم که بعداً گلایه نکنیم فلان آدم دوروئه. چرا که از ماست که برماست! اگر گاهی فکر میکنیم آدمی دوروئه چون خودمون با نگاهها و داوری کردنمون اجازه ندادیم روی واقعی و بیپرده خودش رو بهمون نشون بده، چه بسا که همین آدم در کنار آدمای امنش نیمه پررنگتر و جذابتر و واقعیتری از خودش رو نمایان کنه.

+ عکس بالا رو میبینید؟ دیشب زهرا فرستادش توی گروه و راجب هنری که روی شیشه نقاشی میکشن پرسید و من همزمان شیفتهی اون شیشه سمت راست که هلال ماه داره شدم. بنظرم خیلی جادویی و زیباست...حتی سرچ کردم که اگر نمونه مشابهی داره بخرم اما چیزی پیدا نکردم، کاش میشد از توی عکس بیارمش بیرون و داخلشو پر از آب خنک کنم و بزارم توی یخچال و با نوشیدن هر جرعه کلی حال خوب به خودم هدیه بدم!