من به شخصه واقعا از بعضی رفتارها بدم میاد، و همونطور که در شب اول درموردش صحبت کردم به آدما فرصت جبران هم میدم، انقدر برام این موضوع حائز اهمیت بود که اولین شب درموردش نوشتم تا اگر موردی پیش اومد دیگه بعدش دلخوری بوجود نیاد!
من به شخصه واقعا از بعضی رفتارها بدم میاد، و همونطور که در شب اول درموردش صحبت کردم به آدما فرصت جبران هم میدم، انقدر برام این موضوع حائز اهمیت بود که اولین شب درموردش نوشتم تا اگر موردی پیش اومد دیگه بعدش دلخوری بوجود نیاد!
انگار ما آدما همیشه با خودمون یه مداد قرمز و پاک کن به همراه داریم... هرچقدر با یک آدم صمیمی میشیم خط قرمز ها رو پاک میکنیم، مثلا به جای استفاده از کلمات رسمی و جدی سعی میکنیم لحن صمیمانه و خودمونی تری بگیریم، وقتی که خط های قرمز بیشتری پاک میشن اون آدم بهمون نزدیک و نزدیک تر میشه!
احتمالا روند نوشتن این شب نسبت به بقیهی شب ها کمی متفاوت تر باشه...
سلام؟ باورم نمیشه بیش از یک هفته است که ننوشتم، حس میکنم هرچی پیش میریم و سنم بیشتر میشه حوصله ام برای نوشتن داره کم و کمتر میشه، این چند وقت ترجیح دادم بیشتر خواننده باشم تا نویسنده!
هدفم از قلم در دست گرفتن این بود که در آیندهای نه چندان دور وقتی برمیگردم و نوشته هامو میخونم بدونم اون زمان دقیقا به چه چیز و چجوری فکر میکردم... چقدر بیشتر به بلوغ فکری رسیدم و عاقل تر شدم، و تمام این شب ها چیزی جز این نبوده!
یکی از چیزایی که این چند وقت خیلی خودمو درگیرش کردم این بود: "چگونه باید یک نویسندهی فاخر شد!"
میدونی خب طبیعتا هرکسی قلم خاص خودش رو داره...
یکی از چیزایی که من زیاد به دوستانم پیشنهاد میکنم صداقت داشتن در زمانیه که ازشون نظر میخوایم یا زمانی که ازشون توقع نظر دادن داریم هست!
این مورد بیشتر بین دخترا تبدیل به یه مشکل جدی میشه، مخصوصا زمانی که ازشون میپرسیم فلان چیز خوبه؟ میگن اره عزیزم عالیه... در حالی که واقعا نیست!
اگه نظرات با لحنی خیرخواهانه و دوستانه بیان بشن و باعث پیشرفت و بهبود فرد دیگری بشن قطعا مورد استقبال قرار میگیرن!
یادمه اون قدیما چون توی مهد کودک همیشه میگفتن زنبور نیش داره ازش میترسیدم، بنظرم میومد نیش هاشون باید خیلی درد داشته باشه، برای همین هروقت زنبوری نزدیکم میشد با داد و هوار به سرعت نور فرار میکردم!
یکی از چیزایی که زیاد بهش توجه میکنم، واکنش آدما نسبت به رفتار همدیگه است...
عموما از قانون: "با هرکی شبیه خودش" پیروی میکنن!
برای مثال "تا زنگ نزده زنگ نمیزنم"، "تا پیام نداده پیام نمیدم"، "تا لایک نکرده لایک نمیکنم" و همینطور بلعکسش.
وقتِ چای است؛ همراهی میکنی؟